داستانی از جنس گاندو (عاکف سلیمانی):

مستند داستانی امنیتی عاکف سلیمانی / سری دوم ١٥:١٩ - دوشنبه ٢ فروردين ١٤٠٠

امنیت پایدار کشورعزیز اسلامیمان، مرهون چشمان بیدار و ایثار و فداکاری سربازان گمنام امام زمان علیه اسلام است. اگر در طول 40 سال عمر با برکت انقلاب اسلامی، دشمنان نتوانسته اند به اهداف شوم و شیطانی خود علیه این نظام دست یابند و به ایران اسلامی ضربه بزنند به برکت پاسداری نیروهای مسلح و هوشیاری سربازان گمنام است. حفظ امنیت و آرامش کشور و دفاع از نظام و انقلاب، خط قرمز سربازان گمنام است و هر کسی که قصد داشته باشد به امنیت کشور خدشه وارد کند با پاسخ محکم و کوبنده ی این مجموعه بزرگ، خدوم و فداكار روبرو می شود. سربازان گمنام امام زمان(عج) همانهایی هستند که با چشمان تیزبین و مجاهدت‌های خاموش، ایران اسلامی را به امن‌ترین کشور در ناامن‌ترین منطقه جهان تبدیل کرده‌اند. ملت ایران همیشه دعاگوی این مظلومترین سربازان کشور و خانواده های صبور و بزرگوارشان هستند.

ادامه مطلب

داستانی از جنس گاندو (عاکف سلیمانی):

مستند داستانی امنیتی عاکف سلیمانی / سری اول ١٦:٣٨ - دوشنبه ١١ اسفند ١٣٩٩

هدف از نوشتن این مطالب وَ نشر آن در فضای سایبری افزایش ضریب هوش امنیتی ملت بزرگ ایران است، تا از اتفاقات مهمی که به صورت چراغ خاموش و زیر پوستی در این کشور می افتد تا حدودی با خبر باشند.. هدف نشان دادن خدمات مظلوم ترین و گمنام ترین جوانان این کشور است. از رشادت ها و سختی های این جوانان خادم، بی ادعا و گمنام، تا خیانتهایی که در حق این مردم می شود و هرگز کسی خبردار نمیشود. جوانانی که وابسته به هیچ جناحی نیستند و نامشان در هیچ کجا ثبت و ضبط نشده الا محضر الهی. کسانیکه تمام زندگی خود وقف مردم، اسلام و حفظ نظام کرده اند.

ادامه مطلب

فاطمه شکیبا (فرات):

رمان نقاب ابلیس / بخش دوم / بهشت جهنمی ١٧:٤٢ - يکشنبه ٥ بهمن ١٣٩٩

خلاصه ای از بخش اول رمان نقاب ابلیس؛ داستان روزهای با تو بودن... مسجد صاحب الزمان در یکی از مناطق قدیمی تهران مسجدی بسیار فعال است... این مسجد به همت حاج آقای محمدی روحانی مسجد و سید حسین کاظمی پور فرمانده بسیجی، به یک پایگاه فعال تبدیل شده است... از کلاسهای دفاع شخصی و آموزش های رزمی گرفته تا کلاس های پرسش و پاسخ و بحث و روشنگری در مورد فضای مجازی و انواع کلاس های مختلف برای خواهران... حسن صبوری پسرخاله ی سیدحسین یکی از دوستان خود، به نام سید مصطفی باقری را جذب مسجد می کند... و باعث می شود تا خانواده سید مصطفی و حسن وارد فعالیت های مسجد شوند... در نهایت خانم صبوری مریم، خواهر سید مصطفی را برای حسن خواستگاری کرده و خانم باقری هم الهام، خواهر حسن را برای مصطفی خواستگاری میکند... سید حسین نیز برای انجام ماموریتی به سوریه می رود و سید مصطفی را جانشین خود در مسجد قرار می دهد ... اما با رفتن سید حسین جلسات و هیئت هایی در محله شکل میگیرد که صحبتها و تبلیغاتشان کاملا مشکوک است...

ادامه مطلب

فاطمه شکیبا (فرات):

رمان نقاب ابلیس / بخش اول / روزهای با تو بودن ١٧:٠٤ - دوشنبه ١٥ دی ١٣٩٩

رمان زیاد خوانده ایم درباره وقایع دانشگاه و کافی شاپ و...؛ اما این رمان متفاوت است. بیایید یکبار هم بنشینیم پای حرف مذهبی ترها. پای درد و دلهایشان، دغدغه هایشان، شوخی هایشان و حتی عاشق شدنشان...! بیایید سری هم به دنیای دوست داشتنی شان بزنیم و چند روزی را با آنها بگذرانیم. داستان، داستان جوانی هم سن و سال توست؛ شاید کمی بزرگتر یا کوچکتر. یکی از همان جوانهای امروزی؛ جوانی که میخواهد مرز بین دوست و دشمن را بشناسد؛ و ناگاه خود را در اردوگاه دشمن مییابد. جوانند اما جنس انتخاب هایشان فرق میکند؛ از جنس مبارزه است. دهه هفتادی اند؛ اما دقیقا در میدان جنگی ایستاده اند، هزاربار سختتر از جنگ سخت. در جنگ سخت، ابلیس رو به رویت میایستد و شمشیر میکشد؛ اما در جنگ امروز، ابلیس نقاب فرشته بر چهره میزند و پنجه آهنینش را زیر دستکش مخملی پنهان میکند. جوانهای این رمان، قرار است نقاب را از چهره ابلیس کنار بزنند...! بسم رب الحسین علیه السلام

ادامه مطلب

نویسنده: فاطمه شکیبا (فرات):

شاخه زیتون ( ענף זית) ١٨:٤٥ - جمعه ٧ آذر ١٣٩٩

اریحا (יְרִיחוֹ)، نام شهری باستانی و تقریبا ده‌هزارساله است که یکی از اولین سکونتگاه های بشری بوده و اکنون در کرانه باختری رود اردن و کشور فلسطین واقع شده؛ و در زبان عبری به معنای مکان یا گل خوشبوست. نام اریحا حدود هفتادبار در عهد عتیق تکرار شده و کتاب مقدس آن را «شهر خرماها» (עִיר הַתְּמָרִים) یاد کرده است. و البته، اریحا نام دختری‌ست که ناخواسته وارد یک نبرد سه‌هزارساله شده است؛ جنگی خاموش که سال‌هاست درجریان است. آنچه برای اریحا و سایر دختران داستان اتفاق می‌افتد، داستان همه دختران جهان است. داستان جنگیدن برای بهتر شدن؛ برای قدرت گرفتن. داستان جنگیدن زن ها علیه زن ها... و داستان نبرد تمام عیاری که صحنه گردان و سربازانش زن ها و دخترانند. توصیه می کنم دخترها بخوانند...

ادامه مطلب

فاطمه شکیبا (فرات) :

عقیق فیروزه ای ١٨:٥٧ - جمعه ٧ اسفند ١٣٩٧

بسم الله الرحمن الرحیم داستانی واقعی از جانبازی سربازان گمنام انقلاب اسلامی عقیق فیروزه ای، داستانی است با سه روایت موازی که هریک مانند قطعات پازل یکدیگر را تکمیل میکنند؛ و روایت عشقی متفاوت و زندگی هایی متفاوتتر که به راحتی از کنار آنها میگذریم. عاشقانه ای از جنس ایثار در زندگی زنان و مردانی که گمنام، برای آسایش ما میجنگند و در کنار ما و میان مایند. این داستان که بر اساس واقعیات است، ادای دینی به این گمنامان مهربان است؛ با اندک تغییر. روایت عقیق، فیروزه و رکاب. دو نوجوان مانند تمام نوجوان ها؛ پر از بحران، پر از التهاب، پر از شوق و ترس و از همه مهمتر، در آستانه تصمیم! عاشقند و سرانجام عشق، تقدیرشان را با همه همسالانشان متفاوت میکند. القلب یهدی الی القلب...!

ادامه مطلب

نویسنده: فاطمه شکیبا (فرات):

رمان دلآرام من ١٨:٣٥ - جمعه ١٢ مهر ١٣٩٦

حوراء دختری است در خانواده‌ای ثروتمند اصفهانی؛ اما با بقیه خانواده‌اش فرق دارد؛ تفاوت حوراء، شاید به نظر دیگران عجیب بیاید اما او عاشق این تفاوت است. تفاوتی که در آخر، او را به دلارام می‌رساند. پدر حوراء سال‌هاست از دنیا رفته و چیز زیادی درباره پدرش نمی‌داند، گرچه ناپدری‌اش هرچه خواسته دراختیارش گذاشته؛ حوراءِ نوزده ساله به دنبال خود، خانواده و دلارام حقیقی‌اش می‌گردد؛ او در ابتدای جست و جویش، به جوانی حامد نام برمی‌خورد و جاذبه‌ای در او می‌یابد که در هیچ یک از مردان اطرافش نیست، جاذبه حامد، حورا را به مسیری تازه رهنمون می‌کند و رازهای سربه مهری برایش برملا می‌شود که... دلارام من، ترسیم فراز و نشیب‌های یک خانواده ایرانی ست درسایه دفاع مقدس و حماسه مدافعان حرم...

ادامه مطلب