کانال های ما در فضای مجازی را دنبال کنید

آخرین مطالب

اندیشکده :
روتیتر: 
دروس اعتقادات به زبان ساده

برهان حرکت، وجوب و امکان، هدایت و راهیابی

لید: 
همه پدیده‏ ها در عالم به سوی هدفی خاص هدایت شده ‏اند و راه خود را به سوی کمال تشخیص می‏دهند که این هدایت، در حیوانات کاملاً ملموس است؛ این که حیوان دوست و دشمن خود را می‏شناسد و می‏داند چگونه باید ازخود دفاع کند، تهیة غذا، فرزندداری، درمان بیماری در صورت مریضی، لانه‏ سازی پرندگان و... همه حاکی از آن است که هدایت و راهیابی شده ‏اند. زندگی اجتماعی موریانه‏ ها، مورچه ‏ها، زنبور عسل، ساختن کندو و... نشان می‏دهد که هیچ موجودی بعد از آفرینش، به حال خود رها نشده است.
متن خبر: 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

 برهان حرکت

در تمام عالم، از ذرّات اتم ‏ها تا کهکشان‏ ها، همه در حال حرکت هستند و این حرکت برای ما کاملاً ملموس است و نیازی به اثبات ندارد؛ مانند دانه ‏ای که در زمین کاشته می‏شود. بعد از مدّتی دانه می‏پوسد و مقداری از آن تبدیل به ساقه و ریشه می‏گردد. ریشه در خاک حرکت می‏کند و موادّ غذایی و آب را برای رشد گیاه دریافت می‏کند. ساقه هم در بیرون خاک شروع به جوانه زدن و برگ دادن می‏کند؛ یعنی آن دانه تحوّلات بسیاری را می‏پذیرد تا نهایتاً تبدیل به یک نهال، گیاه یا درخت شود و بعد از مدّتی که درخت به بار نشست، دوباره همان دانه را تحویل می‏دهد که به این، «اصل ثبات و تطوّر» گفته می‏شود.

تغییر حجم میوه‏ ها و تنوّع طعم و رنگ و شکل آن‏ها بیانگر حرکت است. به عنوان مثال میوه انگور ابتدا سبز رنگ و ترش است. بعد از مدّتی زرد یا قرمز و سیاه رنگ و شیرین می‏گردد که به این نوع حرکت، حرکت جوهری می‏گویند. ریزش باران از آسمان، تغییر و تحوّل نطفه به طفلی زیبا، حرکت زمین و پیدایش شب و روز، همه نموداری از حرکت در جهان مادّه است؛ یعنی جهان مادّه دائماً در حال حرکت است.

هر حرکتی نیازمند محرّکی است. هر قدر نوع حرکت دقیق‏تر و هدفی که محرّک برای آن تعیین می‏کند، عالی‏تر باشد، نشان از محرّکی حکیم و قادر دارد. هدفدار بودن حرکت جهان آفرینش، نشان از خداوند حکیمی است که همة دگرگونی‏ها و حرکات از او سرچشمه می‏گیرد و به او منتهی می‏شود.

البتّه تنها ذات اقدس پروردگار است که حرکت ندارد؛ زیرا حرکت برای رسیدن به هدف و کسب کمال است؛ حال این که خداوند متعال، کمال مطلق است. از سوی دیگر چون نامحدود است، پس همه جا هست؛ لذا مکانی نیست که او در آنجا نباشد تا احتیاج به حرکت داشته باشد.

 

برهان وجوب و امکان

هر آنچه در عالم وجود دارد از این سه صورت خارج نیست:

 واجب الوجود (آن موجودی که وجودش واجب است و هستی او وابسته به کسی نیست)

 ممکن الوجود (موجودی که وجودش را به او داده­ اند)

۳- ممتنع الوجود (موجودی که امکان به وجود آمدن در عالم خارج را ندارد.)

وجود یعنی همه آنچه در مقابل عدم قرار گیرد؛ چه از جنس مادّیّات باشد، چه از جنس معنویات؛ چه جسم ما باشد، چه روح ما، چه عقل و علم و محبت و.....

در وجود واجب الوجود که ذات اقدس باری تعالی است هیچ راهی نداریم. فقط آثار او را می‏بینیم و مفهومی از او بیان می‏کنیم والّا وجود الله، صِرف وجود و عین وجود است. در صرف وجود، عدم راه ندارد؛ لذا پرسیدن این سؤال که خدا را که آفریده است و چگونه آفریده است، اساساً سؤال اشتباهی است؛ زیرا در مورد چیزی که نبوده و بود شده، می‏گویند چه موقع درست شده است و چه کسی آن را آدرست کرده است؛ نه در صرف وجود که عدم راه ندارد. اگر عدم در صرف وجود راه داشت که جمع ضدّین می‏شد و این محال است. لذا عدم در او راه ندارد؛ او سرمدی است؛ نه ابتدا دارد و نه انتها. لذا او که صرف وجود است می‎تواند هستی‏ بخش باشد. ما که وجودمان بالعرض است، نمی‏توانیم چیزی خلق کنیم. اگر هم انسان چیزهایی می‏سازد، به کمک همین وسایلی است که خدا خلق کرده است والّا نمی‏توانیم چیزی را مستقلّاً از عدم به وجود آوریم؛ یک مورچه را هم نمی‏توانیم درست کنیم.

یکی از بخش‏هایی که در این بخش مطرح می‏شود، فرق وجود با ماهیّت است. ماهیّت چیستی و شکل اشیاء است. مثلاً یک خمیر به هر شکلی درآید، آن شکل، ماهیّت آن خمیر می‏شود؛ ولی خداوند جسم و شکل و اندازه ندارد و مجرّد مطلق است؛ پس ماهیّت ندارد. امّا ممکن الوجود، آن چیزی است که هستی را به او بخشیده‏ اند و از خود چیزی ندارد. لذا همة ما ممکن الوجودیم؛ حتّی معصومین: هر چه دارند از خداست. آن‏ها مظهر خدا و جلوة اویند؛ هر چه اراده کنند، به اذن خدا انجام می‏شود و مستقلّاً از جانب خود چیزی ندارند.

 

برهان هدایت و راهیابی

همه پدیده‏ ها در عالم به سوی هدفی خاص هدایت شده ‏اند و راه خود را به سوی کمال تشخیص می‏دهند که این هدایت، در حیوانات کاملاً ملموس است؛ این که حیوان دوست و دشمن خود را می‏شناسد و می‏داند چگونه باید ازخود دفاع کند، تهیة غذا، فرزندداری، درمان بیماری در صورت مریضی، لانه‏ سازی پرندگان و... همه حاکی از آن است که هدایت و راهیابی شده ‏اند. زندگی اجتماعی موریانه‏ ها، مورچه ‏ها، زنبور عسل، ساختن کندو و... نشان می‏دهد که هیچ موجودی بعد از آفرینش، به حال خود رها نشده است. هدایت به سوی کمالِ مخصوص است و هر لحظه به سوی هدف و غایتی مشخّص، رهبری می‏شوند. این هدایت حاکی از وجود خالقی باشعور، حکیم و قادر است، نه طبیعت بی‏شعور یا تصادفی.

 

قالَ رَبُّنَا الَّذي أَعْطى‏ كُلَّ شَيْ‏ءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدَى؛ گفت: پروردگار ما کسی است که به همة موجودات عالم، نعمت وجود بخشیده است؛ سپس او را به راه کمال هدایت نموده است.«طه:۵۰»

هدایت برای انسان تشریعی است، امّا در حیوانات، این هدایت، تکوینی است؛ مثلاً اگر جوجة مرغ و جوجة مرغابی را کنار استخر بگذاریم، جوجة مرغابی داخل آب رفته و شنا می‏کند؛ ولی جوجة مرغ هرگز به سمت آب نمی‏رود. مسأله خانه‏ سازی زنبور عسل نیز همین طور است که تا کنون کسی نتوانسته است مانند او خانه ‏ای مسدّس بنا کند.

 

وَ أَوْحى‏ رَبُّكَ إِلَى النَّحْلِ أَنِ اتَّخِذي مِنَ الْجِبالِ بُيُوتاً وَ مِنَ الشَّجَرِ وَ مِمَّا يَعْرِشُونَ‏. ثُمَّ كُلي‏ مِنْ كُلِّ الثَّمَراتِ فَاسْلُكي‏ سُبُلَ رَبِّكِ ذُلُلاً يَخْرُجُ مِنْ بُطُونِها شَرابٌ مُخْتَلِفٌ أَلْوانُهُ فيهِ شِفاءٌ لِلنَّاسِ إِنَّ في‏ ذلِكَ لَآيَةً لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ.

پروردگار تو به زنبور عسل وحی [=الهام غریزی] کرد که از کوه‏ ها، درختان و سقف‏ های رفیع که مردم می‏سازند، خانه برگزین. سپس از تمام ثمرات [شیرة گل‏ها] بخور و به راهی که پرودگارت برای تو تعیین کرده برو. آن‏گاه از درون شکم آن‏ها شربت شیرینی به رنگ‏های مختلف بیرون آید که در آن شفا برای مردم است. به یقین در این امر نشانه ‏های روشنی است برای صاحبان اندیشه. «نحل: ۶۸ و۶۹»

 

 

۱۳۹۷/۱۱/۱۴
۰
۲۵

نظرات بینندگان

ارسال نظر

۱۰ + ۳ =
Solve this simple math problem and enter the result.‎ E.g.‎ for 1+3, enter 4.‎

کانال های ما در فضای مجازی را دنبال کنید

آخرین مطالب