کانال های ما در فضای مجازی را دنبال کنید

اندیشکده :
روتیتر: 
درس هایی از اصول عقاید اسلامی ویژه جوانان/ توحید

فصل چهارم: توحید و معنای آن در جلوه های مختلف

تصویر: 
لید: 
دعوت همة انبیا به سوی خدای یگانه بوده است. اگر خدایان متعدّدی وجود داشت، باید هر کدام رسولانی داشته باشند و خود را به مخلوقات معرّفی کنند. * وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رَسُولٍ إِلاَّ نُوحي‏ إِلَيْهِ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلاَّ أَنَا فَاعْبُدُونِ؛ ما پیش از تو هیچ پیامبری را نفرستادیم، مگر این که به او وحی کردیم که جز من خدایی نیست؛ پس تنها مرا پرستش کنید. «انبیاء: ۲۵»
متن خبر: 

 بسم الله الرحمن الرحیم

 

 توحید 

مهمترین مسأله انسان توحید است که باید این عقیده را تقویت کرد تا از آسیب و شبهات محفوظ شود و از خطر شرک و غرور در امان باشد. باید بدانیم هر که هرچه دارد بالله و باذن الله است و کسی استقلال ندارد. مرگ با خدا است ارسال رسل با خدا است پیامبران را خدا پروراند و برای اثبات ادعا و تحدّی به آنها معجزه داده است، معجزه هم به اذن خداست. اژدها شدن عصای موسی به عنایت خداست. تصرف اولیا در عالم به اذن الله است. شق القمر به اذن الله بود ؛ مرده را زنده کردن؛ به زبان آمدن حیوانات ؛ همه به امر و قدرت خدا بود. ولایت تشریعی اهل بیت: هم از جانب خداست. صاحب اختیار بودن ائمه و امام زمان علیهم السلام نیز از جانب خداست. درست است که بَشَر هستند اما به اذن خدا واسطه فیض‌‌‌‌اند و خود فرمودند که: «بِنا عُرِفَ الله » «بِنا عَبِدَ الله».

* بنابر این باید بینش انسان باید با توجه به این مسائل، توحیدی شود و همانطور که قرآن فرموده است از شرک دوری کرد:

«و من خدا از مشرکین بیزاری جویم» (نمل ۳۶)

«باید از طاغوت‌‌‌‌ها دوری کنید.» انعام ۷۸

ثمره‌‌‌‌ی این ایمان نیز برای خود انسان خواهد بود:

«اگر مردم ایمان آورند درهای برکت آسمان و زمین را به رویشان باز می‌کنم.» اعراف / ۹۵:

قرآن می‌‌‌‌فرماید: «جزء مترفین نباشید، آنها دنبال خوشگذرانی‌‌‌‌اند.»

 

برهان توحید (یکتایی خداوند متعال)

در مباحث گذشته ضرورت وجود خداوند را به عنوان خالق و نگهدارنده جهان اثبات نمودیم و گفتیم که منکر واجب الوجود، منکر هستی است. بعد از ایمان به اصل وجود خداوند، مسألة شناخت حق (تعالی) و یکتایی اوست؛ یعنی اثبات توحید و اینکه چیزی بر خداوند اضافه نمی‌‌‌‌شود و چیزی هم از او جدا نمی‌‌‌‌گردد. مسألة توحید و در مقابل آن شرک، اهمّیّت فوق العاده‏ای دارد. محور اساسی فعّالیّت پیامبران: نیز مسأله توحید و مبارزه با شرک است؛ زیرا این دو مسأله در اعمال، نیّات و اخلاق نقش بسیار مهمّی ایفا می‌‌‌‌کنند. سرمایه اصلی مؤمن توحید است و شرک به عنوان یک ابزار مخرّب و مبطل ایمان می‏باشد.

 

در تعریف توحید می‏گوییم: خدای تعالی یکتاست

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ، قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ (۱) اللَّهُ الصَّمَدُ (۲) لَمْ يَلِدْ وَ لَمْ يُولَدْ (۳) وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُواً أَحَدٌ (۴)؛ به نام خداوند بخشنده مهربان، بگو: حقيقت اين است كه خدا يكتاست. (۱) آن خدايى كه (از همه عالم) بى نياز (و همه عالم به او نيازمند) است. (۲) نه كسى فرزند اوست و نه او فرزند كسى است. (۳) و نه هيچ كس مثل و مانند و همتاى اوست. (۴) «توحید»

این سوره توحید شناسنامه خداوند متعال است. آنچه ما از موجودات درک می‏کنیم، ماهیّت است، نه وجود. خداوند هم ماهیّت ندارد که بشود او را توصیف کنیم؛ بنابراین محکم‏ترین دلیل بر یکتایی خداوند و معرّفی ذات پاک او، شهادت خود خداوند متعال است که شهادت می‌‌‌‌دهد در عالَم، الهی جز الله وجود ندارد.

شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ وَ الْمَلائِكَةُ وَ أُولُوا الْعِلْمِ قائِماً بِالْقِسْطِ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ الْعَزيزُ الْحَكِيمُ.

خدا به یکتایی خود گواهی دهد که جز ذات او خدایی نیست و فرشتگان و صاحبان علم نیز گواهی دهند، در حالی که [خداوند در تمام عالم] قیام به عدالت دارد. معبودی جز او نیست و او پیروزمند و حکیم است. «آل عمران: ۱۸»

 

الف) اثبات توحید و یکتاپرستی از طریق فطرت

خداوند متعال با قلم قدرتش، یکتاپرستی را در جان آدمی نگاشته و انسان‏ها در فطرت خود موحّد هستند. لذا در هنگام سختی‏ها و مشکلات، در شرایطی که تمام درهای اسباب به روی انسان بسته می‏شود و از عوامل مادّی ناامید می‏گردد، ناخودآگاه ندای توحید را در اعماق درون خود می‎شنود که او را به سوی مبدأ یگانه‎ای فرا می‏خواند. انسان نیز خالصانه و از صمیم دل او را پاسخ می‏گوید. اتّکا به یک نقطة واحد دلیل و شاهد بر این مطلب است که انسان فطرتاً یکتاپرست است.

فَإِذا رَكِبُوا فِي الْفُلْكِ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصينَ لَهُ الدِّينَ فَلَمَّا نَجَّاهُمْ إِلَى الْبَرِّ إِذا هُمْ يُشْرِكُون.

چون به کشتی نشینند [و به امواج خطر بیفتند] خدا را به اخلاص می‏خوانند. پس چون از خطر دریا به ساحل نجات رسیدند، باز به خدای یکتا مشرک می‏شوند. «عنکبوت: ۶۵»

 

ب) اثبات توحید و یکتایی خداوند از طریق عقل

۱) نظم و هماهنگی بین همة موجودات و عدم تضاد در جهان آفرینش، از یگانگی خالق آن خبر می‏دهد.

* ما تَرى‏ في‏ خَلْقِ الرَّحْمنِ مِنْ تَفاوُت‏. در آفرینش خداوند رحمان، هیچ تضادّ و بی‏نظمی نمی‏بینی.... «ملک: ۳»

اگر دو اراده یا بیشتر بر عالم هستی حاکم بود و چند تدبیر در جهان خلقت جریان داشت، بافساد و ناهماهنگی، همه چیز از بین می‏رفت. عدم فساد و بقای جهان، دلیل بر وحدت خالق و مدیر و مدبّر عالَم خلقت است.

* لَوْ كانَ فيهِما آلِهَةٌ إِلاَّ اللَّهُ لَفَسَدَتا فَسُبْحانَ اللَّهِ رَبِّ الْعَرْشِ عَمَّا يَصِفُونَ؛ اگر در آسمان و زمین به جز خدای یکتا، خدایانی وجود داشت، همانا خلل و فساد در عالم می‏شد (نظام جهانی به هم می‏خورد). «انبیاء: ۲۲»

۲) خداوند هستی مطلق و بی‏نهایت است و از هر نظر نامحدود. برای چنین وجود بی‏نهایتی، نمی‏توان قائل به دوگانگی شد؛ به عبارتی دیگر، وجود دو موجود بی‏نهایت غیرممکن است؛ زیرا هر دو وجودی محدود می‏شوند و این محدودیّت باعث نقص است؛ در حالی که واجب الوجود ، بی‏نهایت و کمال مطلق است.

۳) دعوت همة انبیا به سوی خدای یگانه بوده است. اگر خدایان متعدّدی وجود داشت، باید هر کدام رسولانی داشته باشند و خود را به مخلوقات معرّفی کنند.

* وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رَسُولٍ إِلاَّ نُوحي‏ إِلَيْهِ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلاَّ أَنَا فَاعْبُدُونِ؛ ما پیش از تو هیچ پیامبری را نفرستادیم، مگر این که به او وحی کردیم که جز من خدایی نیست؛ پس تنها مرا پرستش کنید. «انبیاء: ۲۵»

 

 

توحید ذاتی:

توحید ذاتی یعنی ذات اقدس پروردگار، مرکب نیست و مجرد محض است، لذا ماهیت ندارد، جسم ندارد و محدود نیست و اجزاء ندارد، چراکه اجزاء برای اشیاء مادی است که دارای جسم هستند ولی خداوند، جسم ندارد که اجزاء داشته باشد. این مفاهیم توحیدی، در برخی عبارتها نهفته‌‌‌‌اند. مانند: «الله اکبر» که یعنی، خدا بزرگتر از آن است بتوان او را وصف کرد و یا عبارت:

سُبْحانَ اللَّهِ عَمَّا يَصِفُونَ. منزّه است خداوند از آنچه او را توصیف می‏کنند. «مؤمنون: ۹۱»

 پس خداوند در ذات، یکتاست، اجزاء ندارد و در برون ذات نیز تعدد ندارد و یکتاست.

 

توحید صفاتی:         

صفات خداوند عین ذات اوست و از ذاتش جدا نیست و تعدد ندارد. همان گونه که ذات پاکش ازلی و ابدی است، صفات او هم ازلی است؛ زیرا همة صفات خداوند عین ذات اوست. صفات الهی کسب کردنی و از بین رفتنی هم نیست، محدود نیست و برای ما نیز قابل تصور نمی‌‌‌‌باشد و ما فقط مفهومی از آن می‌‌‌‌دانیم.صفات الهی مانند صفات انسانها نیست. انسان در آغاز تولّد فاقد صفات است. به تدریج صفات را کسب می‏کند. این صفات، زاید بر ذات انسان است. در نتیجه گاهی دارای صفاتی است و زمانی فاقد آن صفات. ولی صفات خداوند عین ذات اوست؛ یعنی علم، حیات، قدرت، حکمت، اراده و...عین ذات پاک خداوند است و همة صفات کمالیّه در ذات اوست. خداوند متعال مستجمع تمام کمالات است. صفات خداوند از ذات او جدا نیست تا متعدّد باشد.

ما از صفات خداوند جز مفهومی به اندازة ظرف وجودی خود نمی‏فهمیم. از علمی که به مخلوقات عطا کرده است در می ‏یابیم که خداوند علیم محض است؛ از قدرتیکه به مخلوقات داده است پی به قادر مطلق بودن او می‏بریم؛ از حیاتیکه به خلائق بخشیده است و از اراده‌ای که به مخلوقات داده است می‌‌‌‌فهمیم که او حیا و اراده دارد ، ؛ امّا ما علمی که در ذات اوست و بی‌نهایت است را نمی‌‌‌‌فهمیم . همین طور قدرت و اراده او را که هر چه اراده کند، موجود می‏شود، نمی‌‌‌‌توانیم درک کنیم. (صفات بی‏نهایت را نمی‏فهمیم.)

* إِنَّما أَمْرُهُ إِذا أَرادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ؛ فرمان خداوند چنین است که هرگاه اراده کند چیزی بیافریند، می‏گوید موجود شو، پس موجود می‏شود. «یس: ۸۲»

 

توحید در عبادت

سرفصل دعوت پیامبران علیهم السلام توحید عبادی بوده است. لازمه توحید ذاتی و صفاتی، توحید در عبادت است؛ زیرا وقتی ثابت شد که  خداوند، الله است و هم اوست که مستجمع جمیع کمالات است، ثابت می‌‌‌‌شود فقط او سزاوار است که معبود همه‌‌‌‌ی عالم باشد و نه کس دیگر. عبادت و اطاعت نیز تنها مخصوص آن کمال مطلق است؛ چون عبادت برای راه یافتن به سوی کمال مطلق است و الله جل و علی، کمال مطلق است.

عبادت یعنی خضوع مطلق و نهایت تواضع را در مقابل معبود داشتن. این تنها مخصوص خداوند یکتاست و اگر انسان عبد هر کسی یا چیزی یا حتّی نفس خود باشد، شرک در عبادت محسوب می‏شود.

 * إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعينُ؛ [پروردگارا!] تنها تو را می‏پرستیم و تنها از تو یاری می‏جوییم. «فاتحه: ۵»

یعنی من، فقط و فقط بنده تو هستم و کس دیگری در این عالم معبود نیست و کسی را در عالم مستقل از تو نمی­شناسم. متأسّفانه اکثر مؤمنین در توحید عبادی و توحید افعالی گرفتار شرک خفی هستند. به خصوص که بعضی از فرق اسلامی، هر گونه توجّه، توسّل و اطاعت از پیامبر و امامان و خضوع در مقابل آن‏ها را شرک قلمداد کرده‏ اند؛ در حالی که مسئله ­ی اطاعت از رسول اکرم و امامان صلوات الله علیهم اجمعین، در آیات قرآن کریم آمده است و قرآن اطاعت از آن‏ها را واجب نموده است.

* يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا أَطيعُوا اللَّهَ وَ أَطيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُم....؛‌ای اهل ایمان، فرمان خدا و رسول و اولوالامر «ائمّة معصومین :»را اطاعت کنید؛ «نساء: ۵۹».

اطاعت رسول خدا و ائمّة معصومین : پرتوی از اطاعت خداست؛ به عبارتی دیگر، اطاعت آن‏ها عین اطاعت خداست؛ زیرا آنان جز سخن و فرمان خداوند متعال را بیان نمی‏کنند. در مورد مسأله شفاعت و توسّل هم همین گونه است. ما معتقدیم که وجود مستقلِّ قائم بالذّات، درعالم تنها یکی است و آن خداوند متعال است. همة موجودات عالم وابسته و نیازمند اویند. همان گونه که در آغاز پیدایش به او محتاج بودند، در بقای خود نیز همچنان وابسته به او هستند. تمام موجودات هر چه دارند از اوست و تأثیر اسباب نیز از اوست که مسبّب الاسباب اوست. اگر پیامبر صلوات الله علیه و آله شفاعتی دارند، به اذن اوست؛ امّا آن‏ها که این مسأله را شرک می‏دانند، گویا تصور کرده‌‌‌‌اند ما ایشان را مستقل می‌‌‌‌دانیم در حالیکه ما احدی را مستقل نمی‌‌‌‌دانیم  و هر کس هر چه دارد از خداست و این عین توحید است.

انسان موحّد باید بداند که تنها خداوند واجب الاطاعت است و بعد از او اطاعت کسانی را که او فرمان داده است، مانند رسول اکرم و جانشینان معصوم او علیهم السلام، که به عنوان شاخه ‏ای از اطاعت خداوند متعال لازم و واجب است .

* سُبْحانَهُ عَمَّا يُشْرِكُونَ؛ خداوند پاک و منزّه است از آنچه همتا برای او قرار می‏دهند. «توبه: ۳۱»

 

 

۱۳۹۷/۱۱/۱۴
۰
۱۵۶

نظرات بینندگان

ارسال نظر

۷ + ۵ =
Solve this simple math problem and enter the result.‎ E.g.‎ for 1+3, enter 4.‎

کانال های ما در فضای مجازی را دنبال کنید