کانال های ما در فضای مجازی را دنبال کنید

آخرین مطالب

اندیشکده :
روتیتر: 
درس هایی از اصول عقاید اسلامی ویژه جوانان/ توحید

توحید افعالی

تصویر: 
لید: 
بیشترین انحراف‏ها و گرفتاری‏های انسان شرک در توحید عبادی و افعالی است؛ زیرا کسانی که اعتقاد به یگانگی خداوند متعال دارند، اکثراً در اطاعت و عبادت گرفتار شرک خفی هستند؛ چون مطیع هوای نفس می‏شوند و در حقیقت بندگی غیر خدا می‏کنند و درافعال نیز دیگران را مستقل می‏دانند.
متن خبر: 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

 تمام جهان هستی فقط فعل خداوند یکتاست و تمام حرکت ‏ها، افعال و تأثیرها به ذات مقدّس حق تعالی منتهی می‏شود.

* لا مُؤثّرَ فِي الوُجُودّ إلّا اللهُ؛ هیچ موجودی جز خداوند متعال تأثیر مستقل ندارد.

* لا حول و لا قوه الا بالله؛ هیچ حول و قوّه‌ای نیست مگر از جانب خدا.

امام صادق علیه السلام فرمودند:

أَبَى اللَّهُ أَنْ يُجْرِيَ الْأَشْيَاءَ إِلَّا بِأَسْبَابٍ؛ خدا خواسته است که همة کارها از طریق اسباب آن جاری گردد.[۱]

بیشترین انحراف ‏ها و گرفتاری ‏های انسان شرک در توحید عبادی و افعالی است؛ زیرا کسانی که اعتقاد به یگانگی خداوند متعال دارند، اکثراً در اطاعت و عبادت گرفتار شرک خفی هستند؛ چون مطیع هوای نفس می‏شوند و در حقیقت بندگی غیر خدا می ‏کنند و درافعال نیز دیگران را مستقل می ‏دانند.

* يا أَيُّهَا النَّاسُ اذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ هَلْ مِنْ خالِقٍ غَيْرُ اللَّهِ يَرْزُقُكُمْ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ فَأَنَّى تُؤْفَكُونَ؛

ای مردم، یاد آرید که چه نعمت‏هایی خداوند به شما عطا فرموده. آیا جز خدا آفریننده دیگری هست که شما را از آسمان و زمین روزی دهد؟! هیچ خدایی جز او نیست. پس چگونه به باطل منحرف می‏شوید. «فاطر: ۳»

توحید انقطاع از دیگران است؛ یعنی عالم یک صاحب دارد، یک مالک دارد و آن خداست.

* إِنِ الْحُكْمُ إِلاَّ لِلَّه‏. حکومت مخصوص خداست. «یوسف:۴۰»

همه چیز برای اوست. می‏فرماید: اگر در این‏ها که گفته می‏شود، شک داشته باشی، مشرک می‏شوی و اگر مشرک شوی، ایمانت باطل می‏شود. مشرک شدی، در تاریکی می‏روی. می‏فرماید:

* إِنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظيمٌ: بالاترین ظلم، شرک است. اساسی‏ ترین سرمایة انسان، ایمان است. «لقمان: ۱۳»

چیزی جز اراده خداوند در این عالم تأثیر ندارد. خداوند اراده کرده است که تمام کارها توسّط علل و اسباب انجام شود؛ یعنی اگر کسی بخواهد گندم بکارد، باید زمین و بذر و تمام شرایط مهیّا باشد تا بتواند گندم برداشت کند. مثلاً می‏خواهد خانواده تشکیل دهد. شرایط خانواده، مسایل اخلاقی و...، همه باید مناسب باشد. خداوند می‏فرماید: تمام این‏ها را رعایت کنید تا آن بچّه‏ ای که به دنیا می‏آید، زمینه کمال را داشته باشد. حضرت علی علیه السلام برای انتخاب امّ‏ البنین شرایطی را قید می‏کنند و این چنین است که فرزندشان قمر بنی‌‌‌‌هاشم می‏شود.

این‏ها علل و اسباب است که انسان ‏ها محکوم به آن هستند؛ خداوند اراده کرده است که انسان برای رسیدن به هر چیزی، از اسباب و علل استفاده کند. البته گاهی خداوند اعمالی را از راهی غیر از اسباب و علل عادی انجام داده است مثلاً خدا وقتی می‏خواهد به حضرت مریم علیها السّلام فرزندی بدهد، بدون شوهر به او فرزند می‏دهد. وقتی حضرت ابراهیم علیه السلام را در آتش می‏اندازد، آتش سرد و سلامت می‏شود. وقتی قوم حضرت صالح علیه السلام  درخواست می‏کنند که از کوه شتر بیرون بیاید، شتر بیرون می‏آید؛ می‏گویند این شتر باید بزاید، می‏زاید. می‏گویند باید شیر بدهد، شیر می‏دهد. همه این‏ها انجام می‏شد. چون اگر سحر باشد، دیگر گرسنگی را برطرف نمی‏کند.

خداوند هر کاری بخواهد و اراده کند، انجام می‏دهد. حضرت موسی علیه السلام را در آب سالم نگه می‏دارد؛ ولی فرعونیان در آب غرق می‏شوند؛ سنگی نزد حضرت موسی علیه السلام بود. به اراده خداوند، حضرت عصایش را به آن زد و از آن دوازده راه آب پیدا شد و آن دوازده قبیله از هر انشعاب آب خوردند؛ از آسمان برایشان غذا آمد و...

 

 توحید یعنی یک خدا بیشتر نیست و باید از غیر او منقطع باشیم. همه وسایل به دست اوست و اگر کسی به این اعتقاد نداشته باشد، کافر و مشرک است. در واقع، کفر یعنی چشم را بر حق بستن و پوشاندن حق. اگر کسی ضروریّات دین را انکار کند یا به مسایل دینی بی ‏اعتنایی کند، کفر در عبادت است. فرموده ‏اند:

* مَنْ تَرَكَ صَلَاةً وَاحِدَةً عَامِداً فَهُوَ كَافِرٌ. کسی که یک رکعت نماز را عمداً ترک کند، کافر است.[۲]

اگر نعمت‏ ها را در راه درستش استفاده نکند، کفران نعمت است.

یک شرک خفی داریم و یک شرک جلی. شرک جلی این است که آدم در اعتقاداتش خدایان متعدّدی را قبول داشته باشد؛ مثل پرستیدن بتهای متعدّد یا این که برای خدا فرزند قائل شوند یا مثل یهودی ‏ها که می‏گویند فرشته‏ ها فرزندان و دختران خداوند هستند. این‏ها شرک است و شرک جلی است.

امّا شرک خطرناک‏تر، شرک خفی است. شرک جلی با بحث و گفتگو حل می‏شود؛ امّا شرک خفی خیلی حسّاس و خطرناک است. قرآن می‏گوید خیلی از مؤمنین دچار شرک خفی هستند. شرک خفی این است که مثلاً فرد زیارتش را می‏کند و نمازش را می‏خواند؛ بعد می‏گوید اگر فلانی نبود، من هلاک شده بودم. می‏گوید خدا را شکر؛ ولی اگر دکتر نبود بچه مرده بود. این طور نیست که نصف برای خدا و نصف برای آقای دکتر باشد. در واقع، تمام کارها مربوط به خداوند است. دکتر دوا می‏دهد؛ امّا شافی خداوند است. چه بسیار کسانی هستند که دوا می‏خورند؛ ولی دوا اثر ندارد و بعد از مدّتی می‏میرد. می‏گویند: مگر دوا نبود؟ چرا بود؛ ولی تمام کرد. شافی خداوند است. دکتر می‏گوید: دوا را من می‏دهم، ولی شفا را خدا می‌‌‌‌دهد.

* لَئِنْ أَشْرَكْتَ لَيَحْبَطَنَّ عَمَلُكَ وَ لَتَكُونَنَّ مِنَ الْخاسِرين؛ اگر مشرک شدی، دیگر عملت ارزش ندارد [و عمل نیکت حساب نیست] و در شمار زیان کنندگان خواهی بود. «زمر: ۶۵»

در جای دیگر نیز می‏فرماید:

* مَنْ يُشْرِكْ بِاللَّهِ فَقَدْ حَرَّمَ اللَّهُ عَلَيْهِ الْجَنَّةَ وَ مَأْواهُ النَّارُ وَ ما لِلظَّالِمينَ مِنْ أَنْصارٍ؛ هر کس به خدا شرک بورزد، خداوند بهشت را بر او حرام می‏کند و جایگاهش آتش است و ظالمین را یاوری نیست. «مائده: ۷۲»

خداوند در جای دیگری از مشرکان می‏پرسد که:

 * هَلْ مِنْ خالِقٍ غَيْرُ اللَّه؛ آیا خالقی غیر از الله وجود دارد؟! «فاطر: ۳»

در چند جای دیگر نیز می‏فرماید:

* يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا آمِنُوا....؛‌ای اهل ایمان، ایمان [واقعی] بیاورید.«نساء: ۱۳۶»

باید اخلاص داشته باشید؛ یعنی غیر خدا را کنار بگذارید. خداست که اوّل و آخر هر چیز و ظاهر و باطن هر چیزی است. از حضرت رسول صلوات الله علیه وآله نقل شده است که می‏فرمایند: به اندازة یک چشم به هم زدن مشرک نشوید. آنجایی که بر شما سخت گرفتند و قطعه قطعه‏ تان کردند، باز دست از دین برندارید و مشرک نشوید.[۳]

وقتی خداوند در سورة انعام چیزهای حرام را شروع می‏کند به شمردن، اوّل از شرک نام می‏برد. در سورة مائده نیز بیان می‏کند که مشرکین به بهشت راه پیدا نمی‏کنند و بهشت برای این‏ها حرام است. خیلی‏ ها ادّعا می‏کنند که مسلمان هستند؛ ولی ایمان داخل قلبشان نیست. آن کسی که ایمان داخل قلبش هست، مؤمن است. لذا می‏فرماید: به درستی که مؤمنین رستگارند. «مؤمنون: ۱» منظور آن‏هایی است که ایمانشان قلبی است. حبّ دنیا انسان را به سوی شرک سوق می­دهد.

توحید افعالی و شاخه‏ هایش (خالقیّت، ربوبیّت، مالکیّت) و توحید در قانون گذاری برای خداست. پادشاه کلّ عالم اوست؛ خالق همه چیز اوست؛ مدیر، مدبّر و ناظم همه چیز اوست:

بنابراین می‏گوییم: «إِيَّاكَ نَعْبُدُ» که منظور توحید عبادی است؛ «وَ إِيَّاكَ نَسْتَعينُ» هم توحید افعالی است؛ یعنی غیر از تو کسی در این عالم ما را کمک نمی‏کند و غیر از تو معبودی نیست. لذا می‏گوییم: یک خدا در این عالم وجود دارد، آن هم الله است. الله یعنی آن وجودی که مستجمع جمیع کمالات است. آن کسی که سزاوار است برایش بندگی کنیم و خضوع و خشوع کنیم، فقط خداست.

اکنون به توضیح شاخه‏ های توحید افعالی، یعنی توحید در خالقیّت، توحید در ربوبیّت، توحید در مالکیّت و توحید در قانون گذاری می‏پردازیم.

 

توحید درخالقیّت

آفرینش تنها مخصوص خداوند یکتاست. عمومیّتِ خالقیّت او همة موجوات مجرّد و مادّی را در بر می‏گیرد:

* قُلِ اللَّهُ خالِقُ كُلِّ شَيْ‏ءٍ وَ هُوَ الْواحِدُ الْقَهَّارُ.... بگو: تنها الله خالق هر چیز است و اوست یکتا و پیروز.«رعد:۱۶»

برخی از فرق اسلامی به طور کلّی وجود هر گونه تأثیر و تأثّر و علّت و معلول را در عالم خلقت انکار کرده‌‌‌‌اند و علّت همه چیز را مستقیماً و بدون واسطه خدا می‏دانند. آن‏ها اعتقاد به وجود عالم اسباب را شرک در مقابل توحید افعالی می‏پندارند.

گروهی دیگر نه تنها برای اسباب و علّت‏ های جهان تأثیر قائلند؛ بلکه آن‏ها را در تاثیر خود مستقل می‏شمارند؛ مثلاً معتقدند انسان در اعمال خود کاملاً مستقل می‏باشد و همة امور به او واگذار شده است.

این دوگروه، هر دو گرفتار شرک هستند؛ زیرا همة موجودات، مخلوق خداوند و وابسته به او هستند. همة قدرت و اختیار انسان نیز وابسته به او است.

 

توحید در ربوبیّت

اداره کننده، مدبّر، مربّی و نظام‏ بخش عالم هستی، تنها ذات پاک خداوند است. اکثر کسانی که توحید در خالقیّت را قبول دارند، در ربوبیّت گرفتار شرک می‏باشند و موجودات دیگر را همتای خداوند قرار می‏دهند؛ در حالی که همه موجودات فقیر و مخلوقات اویند. نه تنها در اصل وجود و پیدایش نیازمند به خداوند هستند؛ بلکه در همة شؤون و در هر لحظه، وابسته به خداوند متعال هستند. هیچ گونه استقلالی در امور ندارند و تنها خداوند متعال غنیّ بالذّات است.

* اللَّهَ رَبَّكُمْ وَ رَبَّ آبائِكُمُ الْأَوَّلينَ.خداوند پروردگار شما و نیاکان شماست.«صافّات: ۱۲۶»

 

توحید در مالکیت

عالَم تنها یک مالک و حاکم دارد که تصرّف در همة عالم دارد. او ذات اقدس پروردگار است. مالکیّت او مطلق و باقی مالکیّت ‏ها جنبه مجازی و اعتباری دارد؛ زیرا همه موجودات از او و وابسته به اویند. به عبارتی دیگر، مالک اصلی و حقیقی خداوند است؛ هر چند اشیایی را چند روزی به امانت، به دست ما سپرده است:

* قُلِ اللَّهُمَّ مالِكَ الْمُلْكِ تُؤْتِي الْمُلْكَ مَنْ تَشاءُ وَ تَنْزِعُ الْمُلْكَ مِمَّنْ تَشاءُ....بگو [ای پیامبر!]: بار خدایا! تویی مالک مُلک و حکومتها. آن را به هر که خواهی دهی و از هر که خواهی، باز پس گیری.«آل عمران:۲۶»

بنابراین طغیان، سرکشی، بخل، حسادت و...، همه از این بینش نادرست سرچشمه می‏گیرد که برخی افراد خود را مالک همه چیز می‌‌‌‌دانند و باور ندارند این‏ها امانت است. از دیدگاه یک موحّد، در تمام عالم هستی، مالک و حاکمی جز خداوند یکتا نیست. آن‏ها که حکومت و منصبی دارند، امانت خداوند سبحان است و انسان امانت‏دار الهی محسوب می‎شود.

 

توحید در قانون گذاری و هدایت تشریعی

قوانین را تنها خداوند متعال تشریع می‏کند و اجازه حکومت و اجرا می‏دهد. تمام این امور مشروعیّت خود را از طریق اذن الهی (نصّ قولی و فعلی) به دست می‏آورند؛ یعنی انحصاراً قانون گذاری و حاکمیّتِ شرع و هدایت، مخصوص اوست.

قانون چیزی است که وظایف انسان را نسبت به خداوند و سایر موجودات بیان می‏کند. تنها اوست که سزاوار هدایت و وضع قوانین است؛ چرا که او خواسته‏ ها، نیازها و مصلحت انسان را بهتر از دیگران می‏داند.

* إِنِ الْحُكْمُ إِلاَّ لِلَّهِ. حکم و فرمان تنها از آن خداست.«یوسف: ۴۰»


[۱] «الکافی، محمّد بن یعقوب کلینی، تهران: دارالکتب الاسلامیّه، ۱۳۶۵ ش، جلد ۱، صفحة ۱۸۳، حدیث ۷»

[۲] - مستدرک الوسائل، محدّث نوری، قم: مؤسّسة آل البیت، ۱۴۰۸ ق، جلد ۱، صفحة ۸۰، حدیث ۲۹.

[۳] - « الکافی، جلد ۲، صفحة ۱۵۸، حدیث ۲.»

۱۳۹۷/۱۱/۱۹
۰
۳۹۸

نظرات بینندگان

ارسال نظر

۳ + ۷ =
Solve this simple math problem and enter the result.‎ E.g.‎ for 1+3, enter 4.‎

کانال های ما در فضای مجازی را دنبال کنید

آخرین مطالب