کانال های ما در فضای مجازی را دنبال کنید

آخرین مطالب

اندیشکده :
روتیتر: 
درس هایی از اصول عقاید اسلامی ویژه جوانان

عدل الهي در قرآن

تصویر: 
لید: 
عدل، همان حکمت خداوند است. به اين معنا که خداوند حکيم (که کار اشتباه انجام نمي‌‌دهد و هر کاري که انجام مي‌دهد، درست است). نه افراط دارد نه تفريط. اين است معناي عدل الهي. آنچه منشا ظلم است در حرم قدس پروردگار، راه ندارد. در او اشتباه راه ندارد، جهل يا نسيان يا جاه طلبي يا رياست طلبي و شهوت و... راه ندارد. خداوند غني بالذات است و انچه اراده کند، موجود مي‌شود.
متن خبر: 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

عدل 

 

* وَ مَا للهُ يُريدُ ظُلماً للِعالَمين؛ خداوند هرگز اراده ستم و ظلم به هيچکس نخواهد کرد. «آل‌عمران:۱۰۸»

* شَهِدَ الله اَنَّهُ لا اِلهَ اِلا هُوَ وَ المَلائِکَه وَ اولو العِلم قائِماً بِالقِسط؛ خداوند به يکتائي خود شهادت مي‌دهد که جزذات پاک او خدائي نيست و فرشتگان نيز گواهي مي‌دهند که خداوند برپا دارنده عدل است. «آل‌عمران:۱۸»

* وَ اللهُ الغَنيّ وَ اَنتُمُ الفُقَراء؛ خداوند غني و بي‌نياز است و شما فقير و نيازمند هستيد. «محمد۶ :۳۸»

* وَمَا كَانَ رَبُّكَ نَسِيًّا؛ (کساني ممکن است ظلم کنند که اشتباه مي‌کنند فراموش مي‌کنند) و خداوند هرگز چيزي را فراموش نخواهد کرد. «مريم:۶۴»

* لَقَدْ أرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَيِّنَاتِ وَ أنزَلْنَا مَعَهُمُ الْكِتَابَ وَالْمِيزَانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ؛ به تحقيق، پيامبران خود را با ادله و معجزات فرستاديم و برايشان کتاب و ميزان عدل نازل کرديم تا مردم قيام به عدالت کنند. «حديد:۲۵»

* وَنَضَعُ الْمَوَازِينَ الْقِسْطَ لِيَوْمِ الْقِيَامَةِ فَلَا تُظْلَمُ نَفْسٌ شَيْئًا وَإِن كَانَ مِثْقَالَ حَبَّةٍ مِّنْ خَرْدَلٍ أتَيْنَا بِهَا وَكَفَى بِنَا حَاسِبِينَ؛ ما ترازوهاي عدل را در روز قيامت نصب مي‏كنيم، لذا به هيچكس كمترين ستمي نمي‏شود، و اگر به مقدار سنگيني يكدانه خردل (كار نيك و بدي باشد) ما آن را حاضر مي‏كنيم، و كافي است كه ما حساب كننده باشيم. «انبيا:۴۷»

* فَمَن يَعمَل مِثقالَ ذَرَّةٍ خَيراً يَرَه وَ مَن يَعمَل مِثقالَ ذَرةٍ شَرًّ يَرَهُ؛ هر کس به قدر ذره‌اي کار نیک و زشت مرتکب شده به کيفرش خواهد رسيد. «زلزال»

* اِنَّ اللهَ يَامُرُ بِالعَدلِ وَ الاِحسان؛ همانا خداوند فرمان به عدالت و احسان مي‌دهد... «نحل:۹۰»

* وَ اِذا حَکَمتُم بَينَ النّاس اَن تَحکُموا بِالعَدل؛ و چون حاکم بين مردم شويد به عدالت داوري کنيد. «نساء:۵۸»

* وَإِذَا قُلْتُمْ فَاعْدِلُواْ وَلَوْ كَانَ ذَا قُرْبَى؛ هرگاه سخني گوييد به عدالت گراييد هر چند درباره خويشاوندان باشد. «انعام:۱۵۲»

* فَاحکُم بَينَ النّاس بِالحَق؛ خداوند به (حضرت داود۷) مي‌فرمايد: بايد ميان مردم به حق حکم کني. «ص:۲۶»

* يَا أيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ كُونُواْ قَوَّامِينَ لِلّهِ شُهَدَاء بِالْقِسْطِ؛ اي اهل ايمان در راه خدا پايدار و استوار باشيد گواه عدالت باشيد. عداوت دشمن، شما را از عدالت بيرون نبرد عدالت به تقوا نزديکتر است پايه و اساس هر نيکي عدالت است. «مائده:۸»

* ْ فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُما بِالْعَدْلِ وَ أَقْسِطُوا إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطين؛ در ميان آن دو بر طبق عدالت صلح برقرار سازيد، و عدالت‌پيشه كنيد كه خداوند عدالت پيشه‌گان را دوست دارد. «حجرات:۹»

* كُلُّ نَفْسٍ بِمَا كَسَبَتْ رَهِينَةٌ؛ هرکسي در گرو عملي است که انجام داده است. «مدثر:۳۸»

* وَ اَن لَيسَ لِلاِنسانِ اِلا ماسَعي؛ و اينکه براي انسان جز آنچه عمل کرد (ثواب و جزائي) نخواهد بود. «نجم:۳۹»

* وَمَن يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَل لَّهُ مَخْرَجًا وَيَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لَا يَحْتَسِبُ وَمَن يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ؛ هر کس با تقوا باشد خداوند راه بيرون شدن (از مشکلات) را بر او مي‌گشايد و از جايي که گمان نبرد به او روزي عطا مي‌کند و هر که بر خداوند توکل کند خداوند او را کفايت خواهد کرد. «طلاق:۲و۳»

* إِنْ أَحْسَنتُمْ أَحْسَنتُمْ لِأَنفُسِكُمْ وَإِنْ أَسَأْتُمْ فَلَهَا؛ اگر نيکي کرديد به خود کرده و اگر بدي و ظلم کرديد به خود کرده‌ايد. «اسراء:۷»

 

عدل الهي

دومين اصل از اصول عقايد شيعه عدل الهي است. قبل از ورود به بحث به نکته‌اي توجه بفرماييد:

يادگيري اصول عقايد، بايد به ترتيب باشد. يعني ابتدا معرفت به توحيد، سپس عدل الهي، بعد از آن نبوت و امامت و معاد.

 

معناي عدل در حوزه‌ی امور اجتماعی

«وَضَع کُلُّ شَيء موضِعه؛ هر چيزي را در جاي خود قرار دادن»

«اِعطاء کُلُّ ذي حَقِّ حَقُه؛ به هر کسي، حقش را بدهيم.»

 

تذکر بسيار مهم

عدل به معناي مساوات نيست. يعني هر فردي به هر مقدار کار کند به همان اندازه حق دارد، استعدادها باهم مساوي نيستند و حق هر کسي به اندازه استعداد او و زحمات اوست. معلم، نمره‌ي دانش آموزان خود را مطابق زحمات آنها مي‌دهد. در هر موسسه يا اداره يا کارخانه، به سرپرست و متخصص و کارگر، هرکدام متناسب با جايگاه و زحماتشان بايد حقوق داده شود. اگر همه مساوي حقوق بگيرند يا همه دانش آموزان، نمره يکساني بگيرند، اين خود ظلم است. عدل آن است که متناسب با ظرفيت و استعداد و زحمات اشخاص، حق آنها داده شود.

البته اين که مي‌گوييم خداوند عادل است، به اين معنا نيست که خداوند، حق افراد را به آنها مي‌دهد. چون هيچ کس، حقي بر خداوند متعال ندارد. ما همه مخلوق و بنده‌ي او هستيم و بنده هر چه دارد، از مولاست. هر کاري مي‌کند و هر چه بدست مي‌آورد و حتي بچه‌هايش هم براي مولاست.

نتیجه: همه چيز براي خداست. به اين مطلب، «توحيد در مالکيت» گفته مي‌شود که قرآن از آن به «مالِکُ المُلک » تعبير مي‌کند.

 

 

معناي عدل الهي چيست؟

 عدل، همان حکمت خداوند است. به اين معنا که خداوند حکيم (که کار اشتباه انجام نمي‌‌دهد و هر کاري که انجام مي‌دهد، درست است). نه افراط دارد نه تفريط. اين است معناي عدل الهي. آنچه منشا ظلم است در حرم قدس پروردگار، راه ندارد. در او اشتباه راه ندارد، جهل يا نسيان يا جاه طلبي يا رياست طلبي و شهوت و... راه ندارد. خداوند غني بالذات است و انچه اراده کند، موجود مي‌شود.

 

نکته: اين که ديده مي‌شود افرادي به خداوند گله مي‌کنند که چرا اين طوري شد، چرا ان طوري نشد، و گاهي هم کفريات به زبانشان جاري مي‌شود به خاطر آن است که اعتقاد درستي به خداوند ندارند و خداوند را آن طور که بايد نشناختند و خود را در برابر خداوند صاحب حق مي‌دانند و اين چنين مي‌پندارند که خداوند نسبت به آنها وظيفه دارد که مطابق ميل آنها رفتار کند.

 

* سوال: در بعضي آيات و روايات ديده مي‌شود که خداوند حقوقي را براي افراد نسبت به خود مطرح مي‌کند. (يعني مي‌گويد اين افراد به گردن خداوند حق دارند. مثلا در زيارت مي‌خوانيم: «وبحقهم عليک: قسم مي‌دهم تو رابه خاطر حقي که ائمه: برتو دارند.» آیا اين مطلب با مطلب فوق که گفته شد کسي بر خدا حقي ندارد، ناسازگار است؟

* جواب: خیر، زیرا اين حق ها تفضّلي است. يعني خود خداوند بر خودش بعضي رحمت‌ها را واجب کرده است. با يک مثال بحث را توضيح مي‌دهيم. مثلا پدر و مادري به فرزند خود مي‌گويند اگر در فلان کار خوب موفق شوي، هديه اي را به تو مي‌دهيم. اين هديه براي ان است که پدر و مادر علاقه مند به رشد فرزند خود هستند بنابر اين او را تشويق مي‌کنند. خداوند متعال هم، از فضل خود اعطاي بعضي حقوق را بر خود واجب فرموده است.

در بحث توحيد خوانديم که:

۱ ـ خداوند کمال مطلق است. يعني تمام کمالات را دارد و از آن طرف هم هيچ گونه نقص و کمبودي ندارد.

۲ ـ يکي از مصاديق کمال مطلق بودن خداوند، داشتن قدرت بي‌نهايت است: قدرتي که «اِنَّما اَمرُهُ اِذا اَرادَ شَيئاً اَن يَقوُلَ لَهُ کُن فَيَکوُن» و هيچکس توانايي مقابله با او را ندارد.

نتیجه: اين چنين خدايي که کامل کامل است و هيچ گونه نيازي ندارد و هيچ گاه هم نيازمند نمي‌شود، ظلم که نمي‌کند هيچ، فرض ظلم هم براي او وجود ندارد...

 

۱۳۹۷/۱۲/۰۵
۰
۲۵۲

نظرات بینندگان

ارسال نظر

۴ + ۷ =
Solve this simple math problem and enter the result.‎ E.g.‎ for 1+3, enter 4.‎

کانال های ما در فضای مجازی را دنبال کنید

آخرین مطالب