کانال های ما در فضای مجازی را دنبال کنید

آخرین مطالب

اسلاید شو :
روتیتر: 
درس هایی از اصول عقاید اسلامی ویژه جوانان/ عدل

قضا و قدر الهی

تصویر: 
لید: 
اگر مردم سراغ سستي، بي‌تفاوتي، گناه و فسق و نفاق، دنيا طلبي بروند؛ به ذلت و بدبختي کشيده مي‌شوند، اين قضاي الهي است. مثلا مسلمانان صدر اسلام، در جنگ بدر به خاطر ايمان به خدا و تلاش و مقاومتي که در راه دين از خود نشان دادند، به پيروزي رسيدند. اما در جنگ احد، وقتي مسلمانان، به خاطر دنيا طلبي، تنگه‌ي احد را رها کردند، شکست خوردند و صدمات بسيار زيادي متحمل شدند. با وجودي که اسلام دين حق است، ولي قضاي الهي اين گونه است که اگر اطاعت از خدا و رسول باشد، پيروزي حاصل مي‌شود ولي اگر دنيا طلبي بر مسلمين حاکم شد، شکست مي‌خورند.
متن خبر: 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

قضا و قدر الهی

 

*سؤال: آيا قضا و قدر الهي سبب جبر در افعال انسان است؟ و آيا سرنوشت انسان از پيش مشخص شده است؟ و هر اتفاقي که مي‌افتد، از قبل در قضا و قدر ما مشخص شده و ما تقصيري نداريم؟ مثلا اگرانسان گناهي را انجام داد، مجبور به انجام آن بوده و هيچ اختياري در انجام دادن آن نداشته است؟.

*جواب: براي پاسخ به اين سوال ابتدا معاني قضا و قدر را بررسي مي‌کنيم، تا ببنيم اين دو اصطلاح چيست و چه ارتباطي با اختيار ما دارد و آيا باعث سلب اختيار از ما مي‌شود؟

قضا: قضا به معناي خلقت الهي، سنن و قوانين الهي است (مثل قوانين حاکم در طبيعت). به عنوان مثال قرآن مي‌فرمايد:

* بَدِيعُ السَّمَاوَاتِ وَالأرْضِ وَإِذَا قَضَى أمْرًا فَإِنَّمَا يَقُولُ لَهُ كُن فَيَكُونُ؛ خداوند آفريننده آسمان و زمين است و چون اراده آفريدن چيزي کند، به محض اينکه بگويد موجود باش، همان لحظه موجود خواهد شد. «بقره؛۱۱۷»

* وَقَضَى رَبُّكَ ألاَّ تَعْبُدُواْ إِلاَّ إِيَّاهُ؛ خداي تو حکم فرموده که جز او هيچ کس را نپرستيد. «اسراء:۲۳»

قدر: به معناي اندازه، حد و مرز و نيز خصوصيات کمي، کيفي، مکاني و زماني يک چيز به کار مي‌رود. مثلا قرآن مي‌فرمايد:

* وَاللَّهُ يُقَدِّرُ اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ؛ خداوند شب و روز را اندازه گيري و مقدارش را مشخص مي‌کند. «مزمل:۲۰»

* وَمَا نُنَزِّلُهُ إِلاَّ بِقَدَرٍ مَّعْلُومٍ؛ هيچ چيزي را نازل نمي‌کنيم مگر به اندازه‌ي معين. «حجر:۲۱»

* إِنَّا كُلَّ شَيْءٍ خَلَقْنَاهُ بِقَدَرٍ؛ البته ما هر چيز را به اندازه آفريديم. «قمر:۴۹»

 

نتیجه: هر چيزي که در اطراف ماست، کل نظام الهي و اوامر الهي همه، قضاي الهي است که اين قضاي الهي، اندازه و خصلت مخصوص به خود دارد.

مثلاً: «هُو الَّذي خَلَقَ السّماوات وَ الاَرض» خلقت آسمان و زمين، قضاي الهي است. اندازه‌ي آسمان و زمين، قدر الهي است.

سؤال: پس از متوجه شدن معناي قضا و قدر، ببينيم چه ار تباطي بين اين قضا و قدر، با اختيار انسان و جود دارد؟

*جواب: يکي از قضا و قدرهاي الهي، اختيار در انسان است.

يعني خداوند متعال به انسان اختيار عنايت فرموده و اين اختيار داراي حد و مرز است (معناي قدر) و محدود بودن اختيار يعني اين که اختيار و اراده انسان، مستقل از اراده‌ي خدا نيست و در طول اراده‌ي پروردگار قرار دارد. پس قضا و قدر الهي، سبب سلب اختيار از انسان نمي‌شود.

 

* نکته: به بعضي از قوانين و سنن الهي (قضا و قدر الهي) توجه بفرماييد:

۱ ـ وَأَن لَّيْسَ لِلْإِنسَانِ إِلَّا مَا سَعَى؛ و اينکه براي انسان بهره‌اي جز سعي و کوشش او نيست. «نجم:۳۹» يعني اگر کار خوب کرد، نتيجه‌ي خوب مي‌بيند و اگر کار بد کرد، نتيجه اي جز بدي نمي‌بيند و اگر فکر کند با بدي مي‌تواند به خوبي و بهشت برسد، خيال باطلي است.

۲ ـ قضاي خداوند اين است که جامعه‌ي اسلامي، بر اثر ايمان و تقوي، سعي و تلاش، جهاد با نفس، امر به معروف و نهي از منکر، پاسداري از دين و وحدت، به رشد و عزت دست يابد. به تعبير قرآن:

* وَأنتُمُ الْأعْلَوْنَ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ؛ شما برتريد اگر ايمان داشته باشيد! «آل‌عمران:۱۳۹»

 اگر مردم سراغ سستي، بي‌تفاوتي، گناه و فسق و نفاق، دنيا طلبي بروند؛ به ذلت و بدبختي کشيده مي‌شوند، اين قضاي الهي است. مثلا مسلمانان صدر اسلام، در جنگ بدر به خاطر ايمان به خدا و تلاش و مقاومتي که در راه دين از خود نشان دادند، به پيروزي رسيدند. اما در جنگ احد، وقتي مسلمانان، به خاطر دنيا طلبي، تنگه‌ي احد را رها کردند، شکست خوردند و صدمات بسيار زيادي متحمل شدند. با وجودي که اسلام دين حق است، ولي قضاي الهي اين گونه است که اگر اطاعت از خدا و رسول باشد، پيروزي حاصل مي‌شود ولي اگر دنيا طلبي بر مسلمين حاکم شد، شکست مي‌خورند.

۳-  عجله، شتاب و گناه، مايه پشيماني و گرفتاري مي‌شود و تعقل و تفکر در انجام امور همراه با مشورت با افراد ذي صلاح، مقدمه‌ي رسيدن به پيروزي و سعادت است. اين قضاي الهي است و برعکس اگر اين مسائل رعايت نشد و انسان، عجول و ظلوم و کفور شد، شکست خواهد خورد.

۴-  امتحانات الهي براي همه، جزء قضا و قدر الهي است. همه بايد امتحان شوند تا بفهمند مومن و خداخواه هستند يا خود خواه و دنيا طلب.

* قضا و قدر الهي بر دو نوع است: قضاي حتمي (قطعي) و قضاي معلق (غير قطعي)

 

الف) قضاي حتمي: قضايي است که غير قابل تغيير براي انسان است. مثل: ۱) مساله‌ي مرگ، ۲) قيامت، ۳) حساب و کتاب، ۴) مکلف بودن انسان (يعني بايد انسان تکاليفي که از طرف شارع مقدس براي او وضع شده را انجام دهد). ۵) در معرض امتحان قرار گرفتن انسان. ۶- هر عبادتي، قالبي براي رشد انسان مي‌باشد. يعني با انجام صحيح عبادات و اداء حق عبادات، انسان به رشد معنوي مي‌رسد و قابليت بيشتري براي درک فيوضات الهي را کسب مي‌کند.

 

ب) قضاي معلّق: قضايي که قابل تغيير براي انسان است. و عوامل مادي و معنوي در تغيير آن موثر است. البته اين عوامل، خود جزء سنن و قوانين الهي هستند. از آن جمله مي‌توان به صدقه، استغفار، صله رحم، دعا و... اشاره کرد. که اين‌ها با عث مي‌شوند عمر زياد گردد، بلا دور شود. البته بايد گفت مافوق همه قوانين، تقوا و توکل بر خداوند متعال است، که همه‌ي اين‌ها نيز جزء قوانين و سنن الهي هستند.

*وَمَن يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَل لَّهُ مَخْرَجًا وَيَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لَا يَحْتَسِبُ وَمَن يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ؛ و هر که از خدا بترسد و تقوي پيشه کند براي او راهي براي بيرون شدن قرار خواهد داد و از جايي که گمانش را ندارد به او روزي مي‌دهد، و هر که بر خدا توکل کند، خدا او را کافي است. «طلاق:۲و۳»

* وَمَن يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَل لَّهُ مِنْ أَمْرِهِ يُسْرًا؛ و هر که از خدا بترسد، گناه نکند خدا کارش را آسان خواهد کرد. «طلاق:۴»

در پايان بحث قضا و قدر، شايسته است آثار و فواعد اعتقاد به اين مسئله را نيز بيان نماييم. اعتقاد به قضا و قدر الهي، درجه ارزشمندي از معرفت خداوند است که موجب تکامل انسان مي‌شود و آثار فراواني دارد.

انساني که پيدايش حوادث را تابع اراده حکيمانه خداي متعال و مستند به تقدير و قضاي الهي مي‌داند در پيشامد‌هاي ناگوار نمي‌هراسد و به جزع و فزع نمي‌افتد، بلکه با توجه به اينکه اين حوادث، جزئي از نظام حکيمانه الهي است و طبق مصالح و حکمت‌هايي رخ داده، با آغوش باز به استقبال آن‌ها مي‌رود و ملکات فاضله اي از قبيل صبر، توکل، رضا و تسليم را بدست مي‌آورد. البته توجه به اين مسئله نيز بسيار مهم است که بدانيم بسياري از مصيبت‌هايي که به انسان مي‌رسد در اثر اعمال خود اوست:

*وَمَا أَصَابَكُم مِّن مُّصِيبَةٍ فَبِمَا كَسَبَتْ أَيْدِيكُمْ؛ اگر شما را مصيبتي رسد، به خاطر کارهايي است که کرده ايد. «شوري:۳۰»

 

علت تفاوت‌ها در چيست؟

چرا خداي حکيم و عادل، همه انسان‌ها را يکسان نيافريده است؟ چرا همه زيبا و يک شکل نيستند؟ چرا از نظر استعداد، يک گونه خلق نشده‌اند تا ذهن و قواي دروني و توانايي‌هاي آنان يکسان باشد؟ چرا بعضي فقير و بعضي غني هستند؟ چرا بعضي سياه و بعضي سفيدند؟ چرا بعضي معلول و بعضي سالم هستند؟ چرا بعضي عالم و بعضي جاهلند؟ چرا بعضي ظالم و بعضي مظلومند؟ چرا بعضي قوي و بعضي ضعیفند؟ چرا بعضی اهل تفکرند و بعضي اهل تفکر نيستند؟ و...

* براي پاسخ به اين شبهه بايد به چند نکته مهم اشاره کنيم يکي آنکه: اگر همه يک شکل بودند، نظام جهان به هم مي‌خورد و ديگر زيبائي معنا نداشت، ديگر کسي خانواده خود را نمي‌شناخت، خطا کار مشخص نمي‌شد و اين همان نظام احسن است و نکته‌ي ديگر اينکه خداوند متعال به هيچ يک از انسان‌ها ظلم نفرموده بلکه قسمتي از اين شبهات و تفاوت ها، اثر طبيعي اختيار در انسان است که به سبب اختيار، فعاليت ها مساوي نيست لذا تلاش‌ها با هم مساوي نيستند، بعضي پرکارند و بعضي سستند، آثار کار آنان مساوي نيست و يا گاهي پدر و مادر بيمار موجب معلوليت فرزند مي‌شوند نه اين که خدا او را معلول آفریده باشد و يا زندگي در مناطق گرمسيري موجب سياه شدن رنگ پوست مي‌شود نه اين که خدا آنها را سياه کرده باشد و يا در مقابل ظالم نبايد تن به ظلم داد بلکه بايد با ظالم مبارزه کرد، بسياري از تفاوت ها اينگونه‌اند، بايد علت را شناخت. ضمن آن که اين تفاوت‌ها مانع رسيدن انسان‌ها به کمال نمي‌شوند. و قسمتي ديگر از تفاوت‌ها، امتحانات الهي است. خداوند به انسان، اراده، اختيار و عقل عطا فرموده و نيز پيامبران و معصومين را جهت هدايت او مأمور نموده است، و بنا به سنت الهي هر قدر انسان در استفاده‌ي از آن‌ها تلاش و جهاد کند، بهره بيشتري نصيب او خواهد شد و چنانچه کوتاهي کند گرفتار مي‌شود. طبيعت اختيار، تفاوت است و اکثر تفاوت ها هم از همين اراده و اختيار و حسن استفاده و يا سوء استفاده از نعمت‌هاي الهي است. به عنوان مثال: در توليد، تحصيل، تربيت و بطور کل در تمام حرکت‌ها و فعاليت‌ها، بعضي پرکارند و بعضي متوسط و عده اي ديگر تنبل و سست و بي‌تفاوت. بنابراين کوتاهي از ناحيه خود انسان‌هاست که نتيجه‌ي آن تفاوت‌ها و کمبود‌ها مي‌باشد و از طرف خداوند عادل به احدي ظلم نشده است.

خداوند صراط مستقيم و صراط غير مستقيم را نشان داده و به علاوه وسايل رسيدن به کمال را نيز فراهم نموده. انسان‌ها مي‌توانند به هر اندازه که بخواهند به کمال برسند، جهت مبارزه‌ي با نفس و هوا و هوس، رفع نيازمندي هاي خود، سلامتي فرزندان و... تلاش کنند. خداوند سفره اي گسترده که تمام نعمت‌هاي مادي و معنوي در آن وجود دارد و اين انسان‌ها هستند که در حق خود يا در حق ديگران ظلم و تعدي مي‌کنند و حق ديگران را ضايع مي‌کنند، وظيفه شرعي آن است که زير بار ظلم نرويم و تن به استعمار دشمن و ظلم ندهيم. با ظالم مبارزه کنيم و يار مظلوم باشيم تا تفاوت هايي چون محروميت‌ها و عقب ماندگي‌ها در جوامع پيدا نشود. اين يک وظيفه ديني است، اگر انجام داديم نتيجه‌ي آن کسب عزت است و چنانچه انجام نداديم بيچارگي و زير بار استعمار رفتن است. از طرفي آن‌ها که در راه دين جهاد مي‌کنند خداوند در زندگي جاويد، به بهترين وجه از نعمت‌هاي خود بهره مندشان خواهد کرد به طوري که در آن روز آرزو مي‌کنند، اي کاش از نعمت‌‌هاي زود گذر دنيا مي‌گذشتند تا از مواهب و نعمت‌هاي ابدي، بيشتر نصيب و بهره مي‌بردند ولي اگر جهاد نکنند، ايستادگي و مقاومت نداشته باشند خود را ذليل نموده و باعث ظلم و تجاوز و ستمگری شده‌اند.

 

تذکر: خداوند مي‌توانست هدايت همه انسانها را تکويني قرار دهد تا همانند فرشته‌ها باشند، اما انسان، خليفه خداوند و مسجود ملائکه و ميوه‌ی همه‌ی عالم است و آيه‌ی شريفه‌ی و لقد کرمنا بني ادم؛ به تحقيق ما فرزندان آدم را گرامي داشتيم. «اسراء:۷۰» در شان او نازل شده به علاوه خداوند تبارک و تعالي براي خلقت انسان فرمود:

* فَتَبَارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِينَ؛ آفرين بر (قدرت کامل) خداي که بهترين آفرينندگان است. «مومنون:۱۴»

 اين انسان داراي استعدادها و توانايي‌هايي است که بايد با هدايت تشريعي و اختيارش راه صحيح را انتخاب کند و اين استعداد‌ها را شکوفا و خود را براي زندگي جاويد آماده کند. اما اکثر کساني که اشکال مي‌کنند در اثر آن است که نه تنها خالق خود را نشناخته‌اند بلکه خود و ارزش خود را نيز نشناخته‌اند و نمي‌دانند که انسان موجودي جاويدان مي‌باشد، آنها خيال کرده‌اند براي چند روز دنيا آفريده شده‌اند لذا دلشان مي‌خواهد از تمام لذت‌هاي زود گذر دنيا بهره مند شوند، غافل از اين که بهره مندي از نعمت‌ها در آخرت باقي هيچ ممنوعيت و محدوديتي ندارد، در ديار باقي، سلام و سلامتي و کمال است. مهم آن است که انسان باور کند که به دنيا آمده تا براي يک زندگي جاويد در عالم ديگر، تلاش کند. و بداند هر اندازه کوشش بيشتر باشد آثار و ثمره آن برتر و والاتر است. انسان مي‌تواند علت خوشبختي ابدي خود باشد و يا بر عکس براي هميشه جهنمي و بدبخت شود.

* ذَلِكَ بِأنَّ اللّهَ لَمْ يَكُ مُغَيِّرًا نِّعْمَةً أنْعَمَهَا عَلَى قَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُواْ مَا بِأنفُسِهِمْ؛ اينها همه بخاطر آن است که خداوند (نعمتهايي را که به قوم و ملتي داده، هرگز تغيير نمي‌دهد مگر آن که آن‌ها، خود آن نعمتها را تغيير دهند) «انفال:۵۳»

 

وجود بلاهاي طبيعي

عده اي مي‌پرسند که وجود امراض و بلاهاي طبيعي (مانند سيل و زلزله) و گرفتاريهاي اجتماعي (مانند جنگها و ستمها) چه گونه با عدل الهي سازگار است؟

آيا خداوند نمي‌تواند کاري کند سيل و طوفان نباشد؟ آتش، حريق نداشته باشد؟ زلزله، خرابي ايجاد نکند؟ حيوان هاي موذي و درنده نباشند؟

پاسخ را در چند وجه مي‌توان مطرح نمود:

الف ـ قانون عليت: حوادث ناگوار طبيعي، لازمه فعل و انفعالات و تزاحمات عوامل مادي است، بلاها و مصيبت‌هايي که ذکر مي‌شود، معلول علت هاي خود و اثر طبيعي آنها مي‌باشند. مانند باران که از نعمت‌هاي بزرگ خداوند است. آب مايه‌ي حيات و زندگاني همه‌ي موجودات و مايه‌ي طراوت و شادابي زمين است. هم چنين بارش باران باعث خوشحالي همه مردم از جمله کشاورزان مي‌گردد.

* وَجَعَلْنَا مِنَ الْمَاء كُلَّ شَيْءٍ حَيٍّ؛ و از آب، هر چيزي را زنده گردانيديم. «انبياء:۳۰»

اما اگر همين باران در منطقه اي، زياد ببارد و روي زمين جاري گردد تبديل به سيل شده و باعث ويراني مي‌شود، وليکن انسان با تدبير صحيح مي‌تواند از بروز حوادث بسياري جلوگيري نمايد به عنوان مثال در اين مورد مي‌توان با احداث سد، سيل‌ها را مهار کرده و از اين آب‌هاي جاري استفاده‌ي مفيد نمايد و از طرفي ديگر نبايد در مسير رودخانه ها و سيلاب ها، بنایی احداث کرد و یا با قطع درختان و از بین بردن جنگل ها باعث سستي زمين و حرکت سريع آب شد. هم چنين در مورد زلزله نيز بايد خانه‌ها را به گونه اي ساخت که در برابر زلزله مقاوم باشد، اما اگر بگوئيم باران نباشد، خورشيد نباشد، کوه آتش فشان نباشد تا حرارت و بخارات زير زمين خارج نشود و... حذف آنها در واقع حذف حيات انسان است، و يا آتش به عنوان منبع حرارتي مفيد براي تامين نيازهاي انسان مي‌باشد، و در عين حال انسان‌ها بايد از خود در برابر آتش مراقبت نمايند و آن را مهار کنند تا باعث حريق و آتش سوزي نشود. پس نبايد گفت: چرا آتش سوزنده است؟ زيرا حذف سوزندگي آن در حقيقت، حذف خود علت يعني آتش است، مثلا اگر برق يا وسايل نقليه اي چون ماشين، قطار، هواپيما،... دچار سانحه و تصادف مي‌شوند، آيا اين‌ها را چون باعث سانحه و تصادف مي‌شوند بايد از زندگي حذف کنيم و کنار بگذاريم يا اين که بايد جلوي آثار منفي آن‌ها را بگيريم؟ پس اشتباهات و سهل‌انگاري‌هاي انسان باعث ايجاد رنج ها و بلاها مي‌شود و نبايد به حساب خداوند گذاشت چرا که خداوند، عليم و حکيم است. درباره‌ي حيوانات نيز به همين صورت، همه آن‌ها براي طبيعت مفيدند و خلقت هيچ حيواني بيهوده نمي‌باشد، چرا که از خداوند حکيم کار عبث و بيهوده سر نمي‌زند لذا همه‌ي حيوانات هم مانند دريا، خورشيد و باران، نعمت هستند و بايد از همه آن‌ها به نحو صحيح بهره برداري نمود.

ب ـ شناخت و آگاهي انسان نسبت به مسائل و حوادث طبيعت، کم و محدود است آدمي هرچه را که انسان از آن فايده اي ببرد خير و هر چه را که فوايد آن برايش محسوس نباشد شر و بيهوده مي‌داند و اين نيست مگر از دانش کم انسان.

* وَمَا أوتِيتُم مِّن الْعِلْمِ إِلاَّ قَلِيلًا؛ و از دانش جز اندکي به شما داده نشده است «اسراء:۸۵»

 

نکته‌ها

آزمايش و رشد انسان

خداوند متعال براي اين که انسان‌ها بدانند ميزان ايمانشان تا چه حد است آن‌ها را با مال، جان، فرزند، سختي‌ها، مشکلات و يا زيادي نعمت، رفاه و خوشي‌ها آزمايش مي‌نمايد در اين ميدان آن‌ها که صابر باشند از لحاظ معنوي رشد يافته و با سختي‌ها نيرومند مي‌شوند، خداوند نيز به آن‌ها بشارت مي‌دهد.

* وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْءٍ مِّنَ الْخَوفْ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِّنَ الأمَوَالِ وَالأنفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِينَ؛ قطعا همه شما را با چيزي از ترس، گرسنگي و کاهش در مال و جان و نقصان در محصول مي‌آزماييم، بشارت ده به استقامت کنندگان. «بقره:۱۵۵»

* كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِتَالُ وَهُوَ كُرْهٌ لَّكُمْ وَعَسَى أن تَكْرَهُواْ شَيْئًا وَهُوَ خَيْرٌ لَّكُمْ وَعَسَى أن تُحِبُّواْ شَيْئًا وَهُوَ شَرٌّ لَّكُمْ وَاللّهُ يَعْلَمُ وَأنتُمْ لاَ تَعْلَمُونَ؛ حکم جهاد بر شما مقرر گرديد در حالي که بر شما ناخوشايند است چه بسا چيزي را که شما ناخوشايند مي‌دانيد در حالي که خير شما در آن است يا چيزي را دوست داشته باشيد حال آنکه شر شما در آن است، خداوند به مصالح، دانا و شما نمي‌دانيد. «بقره:۲۱۶»

* وَهُوَ الَّذِي جَعَلَكُمْ خَلاَئِفَ الأرْضِ وَرَفَعَ بَعْضَكُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجَاتٍ لِّيَبْلُوَكُمْ فِي مَا آتَاكُمْ إِنَّ رَبَّكَ سَرِيعُ الْعِقَابِ وَإِنَّهُ لَغَفُورٌ رَّحِيمٌ؛ او خدائي است که شما را جانشين گذشتگان اهل زمين، مقرر داشت و رتبه بعضي را از بعضي بالاتر قرار داد تا شما را در اين تفاوت بيازمايد... «انعام:۱۶۵»

آمرزش گناهان و بيداري از غفلت و سرکشي

گاهي حوادث و مشکلات، وسيله‌ي آمرزش گناهان و بيداري انسان شده و متوجه مي‌شويم که همه نعمت‌ها از جانب خداوند متعال است و اگر لحظه‌اي، فيض خود را از ما قطع کند، قادر به ادامه‌ي حيات نيستيم لذا از کرده‌هاي خود پشيمان شده و توبه و استغفار مي‌کنيم.

*كُلُّ نَفْسٍ ذَائِقَةُ الْمَوْتِ وَنَبْلُوكُم بِالشَّرِّ وَالْخَيْرِ فِتْنَةً وَإِلَيْنَا تُرْجَعُونَ؛ هر نفسي در عالم، سختي مرگ را مي‌چشد و ما شما را به سختي‌ها و خوشي‌ها مبتلا کرده تا بيازمائيم و بسوي ما باز مي‌گرديد. «انبياء:۳۵»

کيفر گناهان

* وَمَا أصَابَكُم مِّن مُّصِيبَةٍ فَبِمَا كَسَبَتْ أيْدِيكُمْ وَيَعْفُو عَن كَثِيرٍ؛ و آنچه از رنج و مصائب به شما مي‌رسد، همه از دست اعمال زشت خود شماست در صورتي که خداوند بسياري از اعمال بد (شما) را عفو مي‌کند «شوري:۳۰»

* ظَهَرَ الْفَسَادُ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ بِمَا كَسَبَتْ أَْدِي النَّاسِ لِيُذِيقَهُم بَعْضَ الَّذِي عَمِلُوا لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ؛ به سبب اعمال مردم، فساد در خشکي و دريا آشکار شده است، خداوند مي‌خواهد نتيجه‌ي بعضي از اعمالشان را به آنان بچشاند، شايد (بسوي حق) بازگردند. «روم:۴۱»

 

نکته مهم و اساسي آن که، خوشبختي انسان، در رسيدن به مقام بندگي خداوند متعال است و خوشبخت‌ترين مردم کساني هستند که هيچ گاه دنبال دنيا پرستي نمي‌باشند زيرا باور دارند که خوشي‌هاي دنيا، زود گذر بوده و هوسبازي و گناه و خوشگذراني و رفاه پرستي، سعادت و خوشبختي به همراه ندارد آن‌ها مي‌دانند که دنيا مزرعه آخرت است و براي رسيدن به مقام بندگي خداوند بايد زحمت کشيد و سعي و تلاش نمود. بايد صابر، شاکر و محسن بود تا ديگر صفات پسنديده را نيز بدست آورده و به سعادت و خوشبختي حقيقي رسيد. به علاوه از کفر و بي‌تفاوتي و هوسراني دوري نمود تا از بلا و عذاب جهنم که عقوبتي سخت و عذابي دردناک است نجات يافت. انبياء و اولياي الهي: براي انجام وظيفه‌ی پاسداري از دين با مشکلات و سختي‌هاي بسيار روبه رو بودند. آنها با فداکاري و ايثار، با فساد و گناه مبارزه مي‌کردند. چراغي بودند که مي‌سوختند تا به ديگران روشني بخشند و تن به ذلت و گناه نمي‌دادند. آن‌ها سختي‌ها و محروميت‌هاي در راه خداوند را جميل مي‌دانستند و در مصائب مي‌فرمودند: ما رايت الا جميلا آنان از اين که در انجام وظيفه نمي‌توانند آن طور که بايد بندگي کنند از خداي خود عذرخواهي مي‌کردند، خداوند عادل و حکيم است و کاري خلاف حکمت انجام نمي‌دهد.

* فَأَمَّا الْإِنسَانُ إِذَا مَا ابْتَلَاهُ رَبُّهُ فَأَكْرَمَهُ وَنَعَّمَهُ فَيَقُولُ رَبِّي أَكْرَمَنِ * وَأَمَّا إِذَا مَا ابْتَلَاهُ فَقَدَرَ عَلَيْهِ رِزْقَهُ فَيَقُولُ رَبِّي أَهَانَنِ؛ اما انسان هنگامي که پروردگارش او را براي آزمايش اکرام مي‌کند و نعمت مي‌بخشد (مغرور مي‌شود) و مي‌گويد: پروردگارم مرا گرامي داشته است و چون او را براي امتحان، روزيش را تنگ مي‌گيرد (مايوس، دلتنگ و غمگين مي‌شود) و مي‌گويد: پروردگارم مرا خوار کرده است. «فجر:۱۵و۱۶»

 اما اينگونه نيست، بلکه امتحانات الهي است که خداوند به کسي مال مي‌دهد و يا ديگري را در سختي قرار مي‌دهد.

 

۱۳۹۷/۱۲/۱۶
۰
۴۱۷

نظرات بینندگان

ارسال نظر

۱ + ۴ =
Solve this simple math problem and enter the result.‎ E.g.‎ for 1+3, enter 4.‎

کانال های ما در فضای مجازی را دنبال کنید

آخرین مطالب