کانال های ما در فضای مجازی را دنبال کنید

اندیشکده :
روتیتر: 
درس هایی از اصول عقاید اسلامی ویژه جوانان / نبوت

ضرورت ارسال رسل

تصویر: 
لید: 
خداوند بوسيلة پيامبران ما را هدايت فرموده است. کار پيامبران: اين است که با ارائة قوانين و دستورات پروردگار (که دين ناميده مي‌شود) راه حقيقي را از بيراهه‌ها براي انسان مشخص کنند و حالا اين انسان، به وسيلة اختياري که دارد، مي‌تواند راه صحيحي را که برايش مشخص شده انتخاب کند و خود را به کمال برساند و هم مي‌تواند راه باطل را پیش‌بگیرد و خود را به درجه‌اي بدتر از حيوانات برساند. پس عامل هدايت ما، پيامبران: هستند.
متن خبر: 

 بسم الله الرحمن الرحیم

 

آيات قرآن در رابطه با موضوع نبوت

* قل الله يهدي لِلحق؛ ... بگو: تنها خداوند به حق هدايت ميکند. «يونس:۳۵»

* آن عَلَينا لَلهُدي؛ به يقين هدايت و راهنمايي بر ماست. «ليل:۱۲»

 

راهنمايان بشر را، خداوند هدايت فرمود

* من يهدِ اللهُ فَهُوَ لِمُهتَد؛ هر کس را خداوند هدايت نمايد او هدايت يافته است. «کهف:۱۷»

* اُولئکَ اَلذّينَ هَدَي الله فَبِهُداهُمُ اقتَدِه؛ آن‌ها (انبياء: ) کساني هستند که خداوند هدايتشان کرده است پس به هدايت روشن آن‌ها اقتدا کن. «انعام:۹۰»

* وَمَن يَهْدِ اللَّـهُ فَمَا لَهُ مِن مُّضِلٍّ؛ هر کس را که خداوند هدايت کند هيچ گمراه کننده‌اي نخواهد داشت. «زمر:۳۷»

* اللهُ اَعلَمُ حَيثُ يجعَل رِسالَتَه؛ خداوند داناتر است که رسالت خويش را کجا قرار دهد. (چون پيامبران را خود براي هدايت امت تجهيز فرمود) «انعام:۱۲۴»

* إِنَّا أخْلَصْنَاهُم بِخَالِصَةٍ ذِكْرَى الدَّارِ وَإِنَّهُمْ عِندَنَا لَمِنَ الْمُصْطَفَيْنَ الْأخْيَارِ؛ ما آن‌ها را خصلت پاکي (و عصمت) بخشيديم تا ياد قيامت کنند و آن‌ها در نزد ما از برگزيدگان و نيکان هستند. «ص: ۴۷و۴۶»

* وَ کُلاً فَضَلنا عَلَي العالَمين؛ و تمامي (پيامبران را) بر [همه‌ي] جهانيان برتري داديم. «انعام:۸۶»

* النّبي اَولي بالمؤمنين مِن اَنفُسِهِم؛ پيامبر نسبت به مؤمنان از خودشان سزاوارتر است (يعني صاحب اختيار جان و مال فرزندان آن‌ها مي‌باشد). «احزاب:۵۶»

* آن الله و مَلائِکَته يصَلونَ عَلَي النَّبي يا اَيها الَذينَ آمَنو صَلّو عَلَيه وَ سَلَّموُا تَسليما؛ خداوند و فرشتگانش بر پيامبر صلوات مي‌فرستند اي کسانيکه ايمان آورده‌ايد بر او صلوات فرستيد و سلام کنيد و کاملاً تسليم رسول باشيد. «احزاب:۶»

*لَقَد کانَ لَکُم في رَسُول الله اُسوَه حَسَنَه؛ [مسلماً] براي شما در زندگي رسول خدا را بهترين الگو و سرمشق نيکو قرار داديم. «احزاب:۲۱»

* لَقَد مَنَّ الله عَلَي المؤمنينَ اِذَ بَعَثَ فيهِم رَسُولاً مِن اَنفُسِهِم؛ خداوند بر مؤمنان منت نهاد به اين نعمت بزرگ بخشيد هنگاميکه در ميان آن‌ها پيامبري از خودشان مبعوث فرمود ... «آل‌عمران:۱۶۴»

* يس و القرآن الحکيم اِنَکَ لَمِنَ المُرسَلين عَلي صِراطٍ مُستَقيم؛ سوگند به قرآن حكيم كه تو قطعاً از رسولان (خداوند) هستي بر طريقي مستقيم. «يس:۱تا۴»

* وَ ما اَرسَلناکَ اِلّا کافَهً لِلناس بشيراً وَ نَذيراً؛ و ما تو را به پيامبري نفرستاديم مگر براي همه مردم ( تا آن‌ها را به پاداش‌هاي الهي) بشارت دهي و (از عذاب او) بترساني. «سباء:۲۸»

* وَ ما اَرسَلناکَ اِلّا رَحمهً لِلعالَمين؛ ما تو را جز براي رحمت همه جهانيان نفرستاديم. «انبياء(ع):۱۰۷»

* قُل يا اَيهَا الناسُ اِنّي رَسُولُ اللهِ اِلیکُم جَميعا؛ بگو: اي مردم من فرستاده خدا بر همه شما هستم. «اعراف:۱۵۸»

* وَ رُسُلاً قَد قَصَصناهُم عَلَيکَ مِن قَبلُ وَ رُسُلاً لَم نَقصُصهُم عَلَيک؛ و سرگذشت (تعدادي) از پيامبران را پيش از اين براي تو گفته‌ايم ولي سرگذشت (تعدادي) از پيامبران را بيان نکرديم. «نساء:۱۶۴»

* ما کانَ مُحمَدُ اَبا اَحَدٍ مِن رِجالِکُم وَلکِن رَسولَ اللهِ وَ خاتَمَ النَّبیين؛ حضرت محمد (صلوات الله علیه و اله) پدر هيچيک از مردان شما نيست او رسول خدا و خاتم پيامبران است. «احزاب:۴۰»

* شَرَعَ لَکُم مِنَ الدّين ما وَصي بِهِ نوُحاً وَ الذّي اَوحَينا اِلَيکَ وَ ما وَصَينا بِهِ ابراهيمَ و مُوسي و عيسي؛ آئيني را براي شما تشريع کرديم که به نوح توصيه کرده بوديم و از آنچه بر تو وحي نموديم به ابراهيم علیه السلام، موسي علیه السلام و عيسي علیه السلام سفارش نموديم. «شوري:۱۳»

* آن اَلذين يبايعونَکَ اِنَّما يبايعُونَ الله يدُالله فَوقَ اَيديهِم؛ (اي رسول ما) کساني که با تو بيعت مي‌کنند (در حقيقت) تنها با خدا بيعت مي‌نمايند (دست تو دست خداست) و دست خدا بالاي دست آن‌ها است. «فتح:۱۰»

 

 

نبوت

سومين اصل از اصول اعتقادات شيعه، «نبوت» مي‌باشد.

مسأله بعثت مسأله نیاز امت به هدایت و شریعت به نزدیک شدن به هدف خلقت انسان «لِیَعبُدونَ» است. استمرار نبوت، امامت است تا واسطه ما و الله باشند. اینها که واسطه ما و خدایند باید عصمت داشته باشند تا نقض غرض نباشد و بالاتر از گناه نکردن است عصمت آنها است آنها در دریافت وحی الهی و بیان وحی و بیان حکم و معارف باید بی‌خطا باشند. آیات متشابه قرآن را آنها باید معنی کنند؛ بنابر این موضوع مهم در رابطه با رسولان و امامان بحث علم آنان است. البته علم خدا با علم حجج الهی فرق دارد؛ علم خدا ذاتی است ولی احدی علمش ذاتی نیست، علم خدا قدیم است ولی احدی علمش قدیم نیست. بحث مهم دیگر که در ضمن موضوع نبوّت و بعد از آن در موضوع امامت مورد اشاره قرار خواهد گرفت بحث از عصمت است. موضوع سوم در برتری حجت‌های خدا که رسولان و امامان هستند مسألة معجزات و قدرت الهی آن بزرگواران است که به وسیلة این معجزات برای مردم دلایل روشنی بر حقّانیت خود اقامه می‌کردند. در این مجموعه در ادامه به بررسی این موضوعات پرداخته خواهد شد.

 

 مباحث نبوت شامل دو بخش است، نبوت عامه و نبوت خاصه.

نبوت عامه: شامل بحث‌هايي مربوط به ضرورت ارسال رسل الهي و شرايط آن رسولان و مسئلة نزول وحي مي‌باشد.

نبوّت خاصه: مربوط به شناخت پيامبراني است که از جانب خداوند متعال، مبعوث شده‌اند و اينکه در حال حاضر از کدام يک از آن‌ها بايد پيروي نمود.

 

 

تفاوت هدایت انسان با سایر موجودات

قبل از ورود به بحث، به يک مقدمه بايد توجه شود، موجودات عالم (غير از انس و جن) همگي تک بعدي‌اند. مثلاً ملائکه فقط جنبة روحاني (معنوي) دارند و حيوانات و نباتات فقط جنبة مادي دارند (يعني، حيوانات روزي متولد مي‌شوند و بزرگ مي‌شوند و در آخر از بين مي‌روند). در تمام اين موجودات، خداوند متعال، درجة خاصي از کمال را قرار داده و نحوة رسيدن به اين کمال را به وسيلة هدايت تکويني به آن‌ها عطا فرموده‌اند. يعني بدون راهنما و کتاب و رسول، راه رسيدن به کمالشان را به آنان عطا فرموده، مثلاً ملائکه از ابتداي خلقتشان، آن کاري را که در عالم وجود عهده دار هستند انجام مي‌دهند و مدام در حال عبادت پروردگارند.

حيوانات هم که از ابتداي تولدشان، غذاي سالم خودشان، نحوة دفاع، نحوة لانه سازي، درمان و خلاصه هر کاري که به آن احتياج دارند را، مي‌دانند (که با گوشه‌اي از اين عجايب در بحث توحيد آشنا شديد) نباتات هم مانند هر دو دستة ديگر مثلاً يک دانة سيب که در زمين کاشته مي‌شود، تا زمانيکه سيب کامل تحويل مي‌دهد، بدون نياز به تعليم به مسير خود ادامه مي‌دهد. اين سه دستة تک بعدي، در همان درجة کمال که خلق شده‌اند، ثابت هستند و نمي‌توانند در درجات خود، تغييري ايجاد کنند. مثلاً گاو، چند هزار سال پيش که خلق شده همان گاوي است که الان هست و تا ابد همين خواهد بود. ملائکه نيز همين طور در همان درجه‌اي که خلق شده‌اند، ثابت هستند يعني با تسبيح پروردگار (که مأمور به اين عبادت هستند) ترفيع درجه پيدا نمي‌کنند. لذا، هيچ گونه عقاب يا پاداش براي ملائکه و حيوانات مطرح نمي‌شود. در اين بين، فقط انسان و جن هستند که داراي دوبُعداند. بعد مادي و بعد معنوي. خلقت انسان به گونه‌اي است که مي‌تواند در کمال خود تغيير و تحول ايجاد کند. به اين معنا که اگر خود را در مسير کمالي که برايش تعيين شده است قرار دهد، مي‌تواند از ملائکه هم بالاتر رود و اگر در آن مسير قرار نگيرد، از حيوانات نيز پست تر مي‌شود، به خاطر همين قدرت تصرف و تغيير است که مورد پاداشت يا عقاب قرار مي‌گيرد.

 

حال اين سوال مطرح مي‌شود که اين هدايت انسان، که سبب بالاتر رفتن از ملائکه يا پست تر شدن از حيوانات مي‌شود، چيست؟ جواب: در عالم، دو نوع هدايت وجود دارد:

 ۱)تکويني

۲) تشريعي.

با مراجعه به درون خود مي‌بينيم که هدايت ما تکويني نيست (تکويني، يعني در تمامي ابعاد، بدون راهنما، به کمال برسيم). چون برعکس حيوانات، که تمام مسائل و احتياجات مربوط به زندگي خود را مي‌دانند، ما در بدو تولد هيچ چيز نمي‌دانيم. يا برعکس ملائکه، نه از علوم آن‌ها نسبت به پروردگار باخبريم نه مشغول به تسبيح و تقديس و عبادت پروردگار هستيم. حال که ثابت شد هدايت ما تکويني نيست، پس بايد هدايت ما، هدايت تشريعي باشد. يعني از بيرون، توسط يک‌هادي بايد هدايت شويم. حالا اين‌هادي چه کسي است؟ چه خصوصياتي دارد؟ چگونه مي‌توان او را شناخت و تحت هدايت او قرار گرفت؟ جواب به اين سوالات، مبحث «نبوت عامه» را تشکيل مي‌دهد.

 

نبوت عامه

در این بخش به بیان مسألة هدایت الهی و ویژگی‌های کسانی که از جانب خداوند عهده‌دار هدایت انسان‌ها شده‌اند پرداخته شده است:

* قالَ ربِّنَا الَّذي اَعطي کُلَّ شَي ءٍ خَلقَهُ ثُمَّ هَدي؛ حضرت موسي علیه السلام پاسخ داد که خداي ما آن کسي است که همه موجودات عالم را نعمت وجود بخشيده و سپس (به راه کمالش) هدايت کرده است. «طه:۵۰»

* آن عَلَينا لَلهُدي؛ و البته برماست که (خلق را) هدايت کنيم. «ليل:۱۲»

* الَّذي خَلَقَ فَسَوَّي؛ آن خدايي که (عالم را) خلق کرد و (همه را) به حد کمال خود رسانيد. «اعلي:۲»

* وَ الَّذي قَدَّرَ فَهَدي؛ آن خدايي که(هر چيز را) قدر و اندازه‌اي داد و (به راه کمالش) هدايت نمود. «اعلي:۳»

* قُلِ اللهُ يهدي لِلحَقَّ اٌفَمَن يهدي اِلَي الحَقَّ احَقُّ آن يتَّبَعَ امَّن لا يهِدَّي اِلاَّ آن يهدي؛ بگو: تنها خداست که به راه حق هدايت مي‌کند، آيا آن که به راه حق رهبري مي‌کند سزاوارتر به پيروي است يا آن که خود هدايت نيابد مگر آنکه هدايتش کنند؟ «يونس:۳۵»

* اُولئِکَ الَّذينَ هدي اللهُ فَبِهُداهُمُ اقتَدِه؛ آن‌ها کساني بودند که خدا خود آن‌ها را هدايت نمود، تو نيز از راه آن‌ها پيروي نما. «انعام:۹۰»

* وَ مَن يهدِ اللهُ فَما لَهُ مِن مُضِل؛ و هر کس را خدا هدايت کند ديگر احدي او را گمراه نتواند کرد. «زمر:۳۷»

بحث را با يک مثال آغاز مي‌کنيم. وقتي يک وسيله‌اي مي‌خريم، روي آن وسيله يک دفترچة راهنما که توضيحات سازندة اين وسيله است، وجود دارد. به اين معنا که: اگر مي‌خوا هي از قابليت‌هاي اين دستگاه باخبر شوي و بتواني بهترين استفاده را از اين دستگاه ببري، طبق اين برنامه عمل کن. در مورد انسان هم، قضيه بر همين منوال است. اگر مي‌خواهيم اين انسان نيز به تکامل و هدايت خود دست پيدا کند، بايد به سراغ سازنده و خالق اين انسان رفت. سراغ کسي رفت که همة غرائز و فطريات و استعدادها را در اين انسان خلق کرده و به تبع، بهترين نحوة شکوفا شدن آن‌ها را مي‌داند. در نتيجه: هدايت ما بر عهدة خداوند متعال است و تنها کسي که مي‌تواند اين کار را انجام دهد، اوست. (همانطور که هدايت و تکامل تمام موجودات، اعم از ملائکه و حيوانات و نباتات، برعهدة اوست.)

 

ضرورت ارسال رُسُل

خداوند بوسيلة پيامبران ما را هدايت فرموده است. کار پيامبران: اين است که با ارائة قوانين و دستورات پروردگار (که دين ناميده مي‌شود) راه حقيقي را از بيراهه‌ها براي انسان مشخص کنند و حالا اين انسان، به وسيلة اختياري که دارد، مي‌تواند راه صحيحي را که برايش مشخص شده انتخاب کند و خود را به کمال برساند و هم مي‌تواند راه باطل را پیش‌بگیرد و خود را به درجه‌اي بدتر از حيوانات برساند.

پس عامل هدايت ما، پيامبران: هستند. حالا با طرح سوالاتي به ادامة بحث مي‌پردازيم:

ـ پپامبران کيستند؟

_ پيامبران: افرادي معصوم هستند که خداوند متعال، آن‌ها را براي اين ماموريت بزرگ تجهيز فرموده و به آن‌ها از روح قدسي عنايت فرموده و آن‌ها را واسطة فيض بين خود و بندگانش قرار داده است.

ـ پيامبر چگونه با خداوند در ارتباط است؟

_ به وسيلة وحي

ـ آيا پيامبران: ويژگي‌هاي خاصي دارند؟

_ بله، حامل پيام الهي و وحي هستند و اين وظيفة بزرگ و مسئوليت سنگيني که بر عهدة آنان است، ايجاب مي‌کند که آنان از شرايط و ويژگي‌هاي خاصي برخوردار باشند. اين شرايط به طور اجمال عبارتند از: داشتن اعجاز، داشتن عصمت، علم حضوري و داشتن افضليت. (که بعداً به شرح آن خواهيم پرداخت)

 

وحي وسيلة ارتباط خداوند متعال با پيامبران:

وحي در لغت به معناي کلام پنهاني يا اشاره‌اي است که جز مخاطب، کسي از آن مطلع نمي‌شود. وحي در علم کلام: نوعي ارتباط خاص ميان خدا و پيامبرش (صلی الله علیه و آله وسلم) است که حقيقت و چيستي آن را جز خدا و پيامبران: کسي نمي‌داند.

 

اقسام نزول وحي

۱ ـ گاهي وحي به وسيلة فرشته مي‌باشد:

* وَ لَقَد جاءَت رُسُلُنا إِبراهيمَ بِالبُشري؛ و محققاً فرستادگان ما (فرشتگان آسمان) بر ابراهيم (خليل) بشارت آورده: «هود ۶۹»

* نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الاٌمينُ؛ (جبرئيل) روح الامين (فرشته بزرگ خدا) آن را نازل کرده است «شعرا: ۱۹۳»

۲ ـ گاهي وحي در خواب صورت مي‌گيرد (مانند خواب ديدن حضرت ابراهيم علیه السلام به ذبح نمودن حضرت اسماعيل علیه السلام.

* فَلَمَّا بَلَغَ مَعَهُ السَّعي قالَ يا بُنَي إِنَّي اري فِي المَنامِ انَّي اذبَحُک؛ آن‌گاه که (آن پسر رشد يافت و) با او به سعي و عمل شتافت (يا در جهت و عبادت يا در سعي صفا و مروه با پدر همراه شد) ابراهيم گفت: اي فرزند عزيزم، من در عالم خواب چنين مي‌بينم که تو را قرباني (راه خدا) مي‌کنم. «صافات۱۰۲»

۳ ـ گاهي وحي به صورت الهام به قلب جاري مي‌شود. چه در خواب چه در بيداري. مانند حضرت داود علیه السلام که خداوند برقلب او وحي مي‌فرستاد و حضرت زبور را نوشتند.

۴ ـ گاهي وحي به صورت تکلم و ايجاد کلام و صوت است. مانند تکلم خداوند متعال با حضرت موسي علیه السلام در کوه طور يا تکلم خداوند متعال بر پيامبر اکرم صلی الله علیه و آله در شب معراج.

 

 

۱۳۹۸/۰۱/۱۲
۰
۲۶۵

نظرات بینندگان

ارسال نظر

۲ + ۴ =
Solve this simple math problem and enter the result.‎ E.g.‎ for 1+3, enter 4.‎

کانال های ما در فضای مجازی را دنبال کنید