کانال های ما در فضای مجازی را دنبال کنید

اسلاید شو :
روتیتر: 
درس هایی از اصول عقاید اسلامی ویژه جوانان / نبوت

يکي بودن پاية دعوت انبياء علیهم السلام (توحید)

تصویر: 
لید: 
تورات و انجيل _که اکنون در دست بشر است_ فاقد تواتر هستند که در ذيل به اثبات اين مطلب پرداخته مي‌شود علاوه بر اينکه مشتمل بر تناقضات هستند و با مقام نبوت و عصمت انبياء علیهم السلام مخالفت دارند و از طرفي با توحيد، سازگار نيستند (که اين مطالب نشان دهنده تحريف شدن اين کتاب آسماني است) و به خاطر عدم تواتر و تحريفي که در آن‌ها صورت گرفته است، نمي‌توان آن را به عنوان ديني که ضامن هدايت انسان است، انتخاب کرد.
متن خبر: 

 بسم الله الرحمن ارحیم

 

يکي بودن پاية دعوت انبياء علیهم السلام (توحید) 

اصول کلّي و اعتقادی پيامبران علیهم السلام همه يکي مي‌باشد؛ چون دين ارضاء کنندة فطرت است و فطرت انسان‌ها تغيير نمي‌کند و هدايت نیز که به سوي صراط مستقيم است هيچگاه تغيير نمي‌کند؛ بنابراين پاية دعوت همة انبياء علیهم السلام یکی است که همان توحید است.

* وَ لَقَد بَعَثنا في کُلَّ اٌمَّهٍ رَسُولاً آن اعبُدُوا اللهَ وَ اجتَنِبُوا الطّاغُوت؛ ما براي هر امتي پيامبري مبعوث کرديم تا خداي يکتا را بپرستيد و از طاغوت و بت اجتناب و دوري جوييد. «نحل:۳۶»

 

نبوّت خاصه

اين بحث، شامل اثبات و شناخت خصوصيات پيامبراني است که از جانب خداوند متعال مبعوث به رسالت شده‌اند و اينکه در عصر ما خداوند متعال اطاعت کداميک از آن‌ها را امر فرموده؟ در عين آنکه نبوت همة آن‌ها را قبول مي‌کنيم.

پيامبران بسيار در مقاطع مختلف تاريخي مبعوث گشته‌اند و در ميان آن‌ها برخي صاحب شريعت و کتاب بوده‌اند و بقية انبياء شريعت آن صاحبان کتاب را، تبليغ مي‌فرمودند.

در عصر ما از اديان آسماني معروف که مدعي داشتن کتاب آسماني و شريعت مي‌باشند عبارتند از: يهود، مسيحيت و اسلام و سه کتاب مربوط به آن‌ها، تورات و انجيل و قرآن کريم مي‌باشد.

تورات و انجيل _که اکنون در دست بشر است_ فاقد تواتر هستند که در ذيل به اثبات اين مطلب پرداخته مي‌شود علاوه بر اينکه مشتمل بر تناقضات هستند و با مقام نبوت و عصمت انبياء علیهم السلام مخالفت دارند و از طرفي با توحيد، سازگار نيستند (که اين مطالب نشان دهنده تحريف شدن اين کتاب آسماني است) و به خاطر عدم تواتر و تحريفي که در آن‌ها صورت گرفته است، نمي‌توان آن را به عنوان ديني که ضامن هدايت انسان است، انتخاب کرد.

تواتر يعني اخبار نبوّت و معجزات و محتواي کتاب و احکام و تعاليم آنان را از زمان بعثت تا به حال به شکل پياپي بدون وقفه بين افراد ناقل، توسط اشخاص زياد و مورد اعتماد به دست ما رسيده باشد و اين مسئله دربارة دين يهود و مسيحيت صدق نمي‌کند.

 

دين يهود و تحریف آن 

بعد از حضرت موسي علیه السلام، بني اسرائيل در سه دورة طولاني دين خدا را ترک گفته و به شرک و بت پرستي روي آوردند. از سویی در تورات موجود (که تحریف شده است) داستان‌هائي دربارة انبياء علیهم السلام نقل گرديده و نسبت هاي ناروائي به خداوند متعال و پيامبرانش علیهم السلام داده شده است که هيچ کدام با مقام نبوّت و عصمت و رهبري الهي سازگار نيست.

علاوه بر اينکه خداي متعال را (اليعاذ بالله) به صورت انساني ترسيم مي‌کند که نسبت به بسياري از امور آگاهي ندارد و بارها از کارهاي خودش پشيمان مي‌شود و يا (اليعاذ بالله) نسبت به تبهکاري به حضرت داود علیه السلام داده و يا نسبت شرب خمر و تبهکاري با محارم را به حضرت لوط علیه السلام و مطالب بسيار زشتي در داستآن‌هاي آن ديده مي‌شود که به انبياء الهي چون حضرت موسي، يعقوب، ‌هارون و اسحق علیهم السلام نسبت داده شده است که انسان از بيان آن‌ها شرم مي‌کند. اين نکات کافي است تا انسان دريابد که اين کتاب فعلي، تحريف شده و آن کتاب آسماني يعني تورات اصلي نيست.

گذشته از اين، يهوديان خدا را مخصوص خود مي‌دانند و اجازه به کسي که بخواهد به دين آنان وارد شود نمي‌دهند و لذا براي دين خود تبليغ نمي‌کنند.

 

دين مسيحيت و تحریف آن

وضع انجيل هم مانند تورات مي‌باشد. يعني تواتر ندارد و محتواي آن گزارشاتي است که منسوب به چند تن از پيروان حضرت مسيح علیه السلام مي‌باشد و خود آن‌ها ادعا ندارند که اين مطالب را خداوند متعال فرموده است. يعني اناجيل معروف فعلي (انجيل متي، انجيل مرقس، انجيل لوقا، انجيل يوحنا) صحبت‌هاي اين چهار نفر است پيرامون چيزهايي که از آن حضرت ديده‌اند يا از ديگران دربارة آن حضرت شنيده‌اند.

(به تعبير ساده تر، انجيل‌هاي موجود، داستان‌هاي تعريف شده، توسط ۴ نفر است، نه آن چيزي که خداوند متعال، به وسيلة وحي آن را نازل فرموده باشد.) در ضمن گردآورندگان اين صحبت‌ها، در همين اناجيل نوشته‌اند که حضرت عيسي علیه السلام از اين شاگردان، راضي نبوده و اينها مورد قبول آن حضرت نبوده‌اند. لذا انجيل موجود، تواتر ندارد و قابل اطمينان نيست.

در اناجيل موجود نيز مطالب متناقض بسيار است مثلاً گاهي آن حضرت را پسر خدا دانسته و گاهي او را به خدائي معرفي مي‌کنند و مي‌گويند: «او گفت: بودم، هستم، خواهم بود» در صورتي که حضرت عيسي فرزند حضرت مريم مي‌باشد و زماني نبود و سپس متولد شد و زماني هم خواهد مرد و اين خداوند است که هميشه بوده و هست و خواهد بود و نيستي براي او فرض ندارد.

از طرفي ديگر، اعمال زشتي از قبيل: شرابخواري و ... و اعمال منافي با عصمت به آن حضرت نسبت داده شده که يا مقام رفيع نبوّت مغايرت دارد.

بنابراين، کتاب انجيلي که بر حضرت عيسي نازل شده، تحريف شده است و اناجيل فعلي، آن کتاب اصلي نيست.

به طور کلي اين دو دين محتوائي که براي نجات بشر کارساز باشد نداشته و برنامة مشخصي براي زندگي دنيا و آخرت ندارند.

 

دين اسلام

در ششمين سدة بعد از ميلاد حضرت مسيح علیه السلام،  حضرت محمد صلوات الله علیه و آله وسلم در مکة معظمه، به نبوّت و رسالت برانگيخته شد و کتاب الهي و جاودان و مصون از تحریف خود، يعني قرآن را، در دسترس بشر قرار داد. اخبار مربوط به مبعوث شدن ايشان و معجزات او، فوق تواتر نقل شده است.

يعني روايات متعدد و بدون وقفة زماني، قرآن و شأن نزول هر يک از آياتش را نقل کرده‌اند. به عنوان نمونه، کتب و اسناد خطي اي که در موزه‌ها و کتابخانه‌هاي دنيا، در مورد اسلام وجود دارد گواه بر اين مطلب است.

در کتب آسماني پيشين بخصوص تورات و انجيل، بشارت هايي مبني بر نبوّت حضرت محمد صلوات الله علیه و آله و سلم آمده است. گر چه کتاب تورات و انجيل امروزي تحريف شده و بسياري از آن بشارتها از بين برده شده است، ولي با اين وجود، باز هم بعضي از بشارت‌هاي مبعوث شدن آن حضرت و نشانه‌هاي آن حضرت در آن‌ها وجود دارد.

قرآن مجيد بر اين مطلب تصريح مي‌فرمايد که پيامبران گذشته،  بشارت بعثت آن حضرت را از قبل داده بودند. و گروهي از اهل کتاب، انتظار ظهور آن حضرت را مي‌کشيدند و نشانه‌هاي روشن و گويايي از حضرت در دست داشتند. به عنوان مثال:

* وَ إِذا قالَ عيسَي ابنُ مَريمَ يا بَني إِسرائيلَ إِني رَسُولُ اللهِ إِلَيکُم مُصَدَّقاً لِما بَينَ يدَي مِنَ التَّوراةِ وَ مُبَشَّراً بِرَسُولٍ يأتي مِن بَعدِي اسمُهُ احمُد؛ و به ياد آوريد هنگامي را که عيسي ابن مريم علیه السلام گفت: اي بني اسرائيل ! من فرستادة خدا به سوي شما هستم در حاليکه تصديق کنندة کتابي که قبل از من فرستاده شده يعني تورات مي‌باشم و بشارت دهنده به رسولي هستم که بعد از من مي‌آيد و نام او احمد صلوات الله علیه و آۀه و سلم است. «صف:۶»

بشارت و پيشگويي پيامبران گذشته دربارة محتواي دين آن حضرت همه، دلايلي بر اثبات رسالت پيامبر اکرم صلی الله علیه و آله مي‌باشد.

 

اثبات نبوت پیامبر

همان طور که در بحث نبوّت عامه گفته شد، اثبات نبوّت، براي پيامبران به دو طريق صورت مي‌گيرد:

۱) خبردادن پيامبري که پيامبري او قبلاً ثابت شده است به پيامبري پيامبر بعدي

۲) داشتن معجزه. اکنون مي‌خواهيم به شرح اين دو طريق براي اثبات پيامبري پیامبر اسلام بپردازيم:

 

بشارت پيامبران گذشته در باره رسالت حضرت محمد صلی الله علیه و اله:

اهل کتاب به مشرکان عرب مي‌گفتند: پيامبري در اين سرزمين مبعوث خواهد شد که پيامبران پيشين:، او را تصديق کرده‌اند و طبق تصريح بسياري از تواريخ، آمدن گروهي از يهود به سرزمين مدينه به خاطر بشارت‌هايي بود که در کتب خود دربارة ظهور پيامبر اسلام صلی الله علیه و آله خوانده بودند فلذا خداوند در سورة مبارکة انعام مي‌فرمايد: اهل کتاب، نشانه‌هاي رسول اکرم صلی الله و علیه و آله را مي‌دانستند و مثل شناخت فرزندانشان براي آن‌ها روشن بود.

 

 

* الَّذينَ آتَيناهُمُ الکِتابَ يعرِفُونَهُ کَما يعرِفُونَ اٌبناءَ هُمُ؛ آنان (يهود و نصاري) که کتاب آسماني برايشان داده‌ايم بخوبي (پيامبر اکرم) را مي‌شناسند همانگونه که فرزندان خود را مي‌شناسند. «انعام:۲۰»

و بعضي از دانشمندان يهود و نصاري با استفاده از همان پيشگوئي‌ها به آن حضرت ايمان آوردند، زيرا صدق اين پيشگوئي‌ها و انطباق شواهد و علامات معرفي شده بر آن حضرت را با چشم خود مي‌ديدند.

* الَّذي يجِدُونَهُ مَکتُوباً عِندَهُم فِي التَّوراهِ وَ الإِنجيل؛ او کسي است که صفاتش را در تورات و انجيلي که در دست (يهود و نصاري است) نگاشته شده مي‌يابيد. «اعراف:۱۵۷»

و عجيب اين است که در همين تورات و انجيل تحريف شده با همة تلاش و کوشش که براي محو کردن اينگونه بشارتها به عمل آمده، نکته‌هائي يافت مي‌شود که نشان از رسالت پيامبر گرامي اسلام s دارد. از جملة اين موارد، در تورات سِفر تثنيه آية اول و دوم آمده است:

خداوند از «سينا» برآمد و از کوه «سعير» درخشيد و از کوه «پاران» تجلي نمود و فيض بخشيد و با چندين هزار مقدسان ورود نمود و از دست راستش به ايشان شريعتي آتشين رسيد.

اين مضمون در دعاهاي شريف «سمات» از حضرت امام جعفر صادق علیه السلام،  چنين آمده است:

* و بِطَلعَتِکَ في ساعير وَ ظُهورِکَ في جَبَلِ فاران؛ و تجلي کردي در ساعر (جايگاه مناجات حضرت عيسي علیه السلام) و در کوه فاران (نزديک مکه) (بر خاتم رسولانت) تجلي کردي.

«سينا» کوهي است که در آن بر حضرت موسي علیه السلام وحي نازل شد و «ساعير» کوهي است در شام که بر حضرت عيسي علیه السلام وحي نازل گرديد و «فاران» کوهي است در مکه و سرزمين نزديک آن کوه که اکنون شهر مکه است را «بيابان پاران» مي‌گفتند و «شريعت آتشين» شريعت اسلام است که با جهاد در راه خداوند توأم بوده است.

عدم اعتراض و سکوت اهل کتاب در هنگام نزول اين آيات که مي‌فرمايد اين چنين نشانه‌هايي در کتاب خودتان وجود دارد، دليلي مهمي بر صحت اين مطلب مي‌باشد.

 

فضايل اخلاقي آن حضرت

سوابق زندگي حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله به جهت اقامت طولاني چهل سالة قبل از نبوّتش در ميان قوم و قبيلة خود روشن است. مردم مکه چهل سال زندگي پرافتخار آن حضرت را از نزديک ديده بودند که کوچکترين نقطة تاريکي در زندگاني او يافت نمي‌شد و آنچنان او را به راستگويي و درست کرداري شناخته بودند که لقب محمد امين صلی الله علیه و آله را به آن حضرت داده بودند، حتي بعد از آغاز دعوت به اسلام، مردم با تمامي مخالفتي که با آن حضرت داشتند ولي باز هم امانات خود را به او مي‌سپردند و به او اعتماد داشتند.

برخورداري از اخلاق و صفات نيک از قبيل بلند همتی، شجاعت، صبر و استقامت، عدالت و ظلم ستيزي، تواضع، ايثار و ... به صورت چراغي فروزان، صداقت او را کاملاً مشخص مي‌کند.

آشکارترين دليل بر منزه بودن رسول اکرم صلوات الله علیه و آله، ناتواني دشمنان کينه توز، از يافتن هرگونه نقطه ضعف، در زندگي آن حضرت مي‌باشد که اگر نقطه ضعفي پيدا مي‌کردند آن را چنان بزرگ مي‌کردند و مانند خورشيد به همة عالم نشان مي‌دادند و به عنوان حربه‌اي قوي بر عليه آن حضرت بکار مي‌گرفتند.

پيامبر اکرم صلی الله و علیه و آله در اولين برخوردي که با اقوام و خویشان خود داشتند، از سابقة نيک خود، استفاده کرده و از آنان پرسيدند، آيا تاکنون از من دروغي شنيده‌ايد؟ گفتند: خير. سپس فرمودند: آيا اگر به شما خبر دهم که خطر بزرگي پشت کوه ابوقبيس شما را تهديد مي‌کند، باور مي‌کنيد؟ همه گفتند: آري. زيرا تاکنون جز سخن راست از تو نشنيده‌ايم. پس از آنکه آنان به پاکي و صداقت آن حضرت اعتراف کردند، حضرت با استناد به آن، رسالت الهي خويش را اعلام داشتند.

بزرگان قريش که اسلام را خطر بزرگي براي منافع خويش مي‌پنداشتند، توسط حضرت ابوطالب براي آن حضرت پيغام فرستادند مبني بر اينکه ما حاضريم تو را به پادشاهي خود برگزينيم و زيباترين دختران خود را به همسري تو درآوريم و تورا ثروتمندترين فرد قريشي گردانيم، به شرط اينکه دست از ادعاي خود برداري. آن حضرت در جواب فرمودند: به خدا قسم اگر خورشيد را در کف يک دستم و ماه را در کف دست ديگرم قراردهند، هرگز از دعوت خود دست برنمي‌دارم.

به اين ترتيب آن حضرت، در خطيرترين و حساس ترين شرايط زمان، با بهترين نوع مديريت و با تدبير و حکمت بي نظير، امت خود را در برابر امواج سهمگين حوادث نجات دادند. سراسر زندگي آن حضرت در تمام مراحل زندگي فردي و اجتماعي، راهگشا و الگو براي انسان‌ها مي‌باشد زيرا آن حضرت در ذات و صفات و افعال، مظهر اسمائ الحسنا و اسماء اعظم خداوند متعال مي‌باشند و در فضيلت و مقام و مرتبه، احدي در آن مرتبه نيست.

 

۱۳۹۸/۰۱/۲۴
۰
۸۵

نظرات بینندگان

ارسال نظر

۱۰ + ۸ =
Solve this simple math problem and enter the result.‎ E.g.‎ for 1+3, enter 4.‎

کانال های ما در فضای مجازی را دنبال کنید