کانال های ما در فضای مجازی را دنبال کنید

آخرین مطالب

اسلاید شو :
روتیتر: 
درس هایی از اصول عقاید اسلامی ویژه جوانان / نبوت

محتوای دین اسلام، دلیلی برحقّانیت آن

تصویر: 
لید: 
مهمترين دليل بر صدق اثبات رسالت آن حضرت، محتواي دعوت او مي‌باشد. در مرتبة اول، ايمان به مبدأ و معاد را زيربنا قرار داده و با پرستش بتها و هرگونه شرک مبارزه فرموده و طرف خود را صاحبان خرد و انديشه قرار داده و در آيات الهي دعوت به تفکر و تعقل فرموده. قرآن، بالاترين گرفتاري بشر را (يعني همان جهل او که بدترين مرضها است) شفا مي‌بخشد. قرآن، از بزرگترين نعمتهاي الهي است، بخششي است تمام نشدني. قرآن، غذاي روح و فطرت است. اگر قلب طاهر شود و قرآن در آن نفوذ کند حجاب‌ها را مي‌برد و به جان‌ها حيات مي‌بخشد و استعدادهاي انسان را شکوفا مي‌سازد. با تلاوت قرآن، ايمان زياد مي‌شود و توکل بر خداوند قادر سبحان افزايش مي‌يابد.
متن خبر: 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

معجزات پيامبر اکرم صلی الله علیه و آله 

از پيامبر اکرم صلی الله وعلیه و آله معجزات فراواني ظاهر گشته است که در کتب تاريخ و حديث از جمله کتاب «بحارالانوار» و «مدينه المعاجز» و ... بسياري از آن‌ها به حد فوق تواتر نقل شده است.

در اينجا چند نمونه از معجزات آن حضرت را ذکر مي‌کنيم.

 

الف) معراج

قرآن مجيد وقوع اين معجزة الهي و بعضي از مراحل آن را بيان مي‌فرمايد:

در يکي از شب‌ها، جبرئيل علیه السلام به خدمت رسول اکرم صلوات الله علیه و آله و سلم آمده و عرض مي‌کند: امشب سفر عجيبي داريد و من مأمورم با شما باشم تا با هم به نقاط مختلفي برويم. به اين ترتيب آن حضرت معراج خود را از مکه آغاز کرده و به سوي بيت المقدس حرکت مي‌کنند و پس از مدت کوتاهي در آن نقطه فرود آمده، از نقاط مختلف مسجد بيت اللّحم که زادگاه حضرت مسيح علیه السلام است بازديد مي‌کنند سپس از آنجا با سوار شدن بر «براق» که مرکبي آسماني است به طرف آسمان حرکت نموده و با ارواح پيامبران و فرشتگان صحبت فرمودند، همچنين از بهشت و دوزخ بازديد نمودند سپس به سدره المنتهي تشريف بردند. در مراجعت نيز در بيت المقدس فرود آمدند و راه مکه را پيش مي‌گيرند و در بين راه با کاروان تجارتي قريش ملاقات فرمودند. سپس به منزل خويش رسيده و از مرکب آسماني پياده شدند.

* سُبحانَ الَّذي اٌسري بِعَبدِهِ لَيلاً مِنَ المَسجِدِ الحَرامِ إِلَي المَسجِدِ الاقصَي؛ پاک و منزه است خدايي که بنده اش را در يک شب از مسجد الحرام به مسجد الاقصي برد. «اسراء:۱»

صبح فردا، پيامبر صلی الله و علیه و آله در محافل و مجامع قريش جريان معراج خود را بيان فرمودند و آن‌ها تکذيب کردند و گفتند: کيفيت ساختمان بيت المقدس چگونه بود؟ آن حضرت نه تنها خصوصيات ساختمان بيت المقدس، بلکه حوادثي را که در راه بازگشت از بيت المقدس به مکه رخ داده بود يعني خبر از کاروان تجارتي قريش را بازگو فرمود.

 

ب) خبردادن از غيب

اخبار غيبي که از پيامبر صلی الله و علیه و آله بيان شده است و در کتب تاريخ و حديث ذکر شده که خارج از حد شمارش است. (براي آشنايي از تعدادي از آن‌ها مي‌توانيد به کتاب راه سعادت نوشتة علامة شعراني مراجعه فرماييد).

 

ج) قرآن معجزه‌اي جاودان

قرآن مجيد از جهات گوناگون داراي اعجاز است و با گذشت زمان، جنبه‌هاي بيشتري از اين اعجازات کشف مي‌شود.

 

وجوه اعجاز قرآن

۱ ـ فصاحت و بلاغت قرآن کريم

زبان عربي، زباني است نيرومند و از تمام زبان‌ها قوي تر است که مي‌تواند مقاصد دروني انسان را به روشن ترين و دقيق ترين صورت بيان کند فلذا هيچ زباني به پاية آن نمي‌رسد.

اعراب دوران جاهليت با آنکه از رسوم مدنيت و بيشتر مزاياي زندگي کاملاً محروم بودند، لکن از نظر ذوق ادبي و قدرت بيان و بلاغت کلام، موقعيت بزرگي داشتند و هم اکنون اشعار آن دوران از اصيل ترين اشعار عرب است. با اين همه، ظهور قرآن فصل نويني در ادبيات عرب گشود و انقلاب دامنه داري بوجود آورد.

نخستين وجه اعجاز قرآن کريم، شيوايي (فصاحت) و رسايي (بلاغت) آن است يعني خداي متعال براي بيان مقاصد خود در هر مقامي شيواترين و زيباترين الفاظ و سنجيده ترين و خوش آهنگ ترين را بکار گرفته است که به بهترين وجه معاني مورد نظر را به مخاطبين مي‌فهماند.

فصاحت، توصيفي براي کلمه يا کلام است و عبارت است از خالي بودن کلام از حروف و کلمات ثقيل و سنگين و نامأنوس و بد آهنگ و ناموزون و همچنين تعبيرات رکيک و نفرت انگيز و ناهماهنگ و پيچيده و گنگ و به تعبير ديگر، فصاحت بازگشت به کيفيت الفاظ مي‌کند و تنها به جنبه‌هاي صوري و ظاهري کلام مي‌نگرد. (فصاحت، خوب حرف زدن است به صورت روان و ساده).

بلاغت، عبارت است از تناسب کلام با مقتضاي حال و هماهنگي کامل با هدفي که سخن بخاطر آن گفته مي‌شود و به تعبير ديگر بلاغت بازگشت به کيفيت معني و محتوا مي‌کند. (بلاغت، حرف خوب زدن است).

گزينش چنين الفاظ و ترکيبات متناسب و هماهنگ با معاني بلند و دقيق، براي کسي ميسر است که احاطة کافي بر همة ويژگيهاي الفاظ و دقايق معاني و روابط متقابل آن‌ها داشته باشد تا بتواند بهترين الفاظ و عبارات را انتخاب کند و چنين احاطة علمي براي هيچ انساني ميسر نيست جز ذات اقدس پروردگار.

 

۲ ـ محتوای دین اسلام، دلیلی برحقّانیت آن

بررسي محتواي دعوت

مهمترين دليل بر صدق اثبات رسالت آن حضرت، محتواي دعوت او مي‌باشد.

در مرتبة اول، ايمان به مبدأ و معاد را زيربنا قرار داده و با پرستش بتها و هرگونه شرک مبارزه فرموده و طرف خود را صاحبان خرد و انديشه قرار داده و در آيات الهي دعوت به تفکر و تعقل فرموده.

* قالَ اٌفَتَعبُدُونَ مِن دُونِ اللهِ ما لا ينفَعُکُم شَيئاً وَ لا يضُرُکُم* اٌفًّ لَکُم وَ لِما تَعبُدُونَ مِن دُونِ اللهِ اٌفَلا تَعقِلُونَ «انبياء:۶۶و۶۷»؛ (آن حضرت) فرمود: آيا غير خدا را پرستش مي‌کنيد؟ که نه کمترين سودي براي شما دارند و نه زياني به شما مي‌رسانند* اف بر شما و بر معبودهائي که غير خدا مي‌پرستيد، آيا انديشه نمي‌کنيد (عقل نداريد)؟

آن حضرت دعوت خود را با شعاري آغاز فرمود که متضمن ترک همة بت‌ها و معبودها و طاغوت‌ها و گرايش به خداوند متعال بود.

* قولوا لا اله الله تُفلحوا؛ بگوييد غير از پروردگار يکتا معبودي نيست تا رستگار شويد.

ديگر از محتواي دعوت آن حضرت، دعوت به تعقل و تفکر مي‌باشد و اين انطباق کامل محتواي دين با فطريات و عقل انسان مي‌باشد و مردم را به تحصيل علم و تفکر و انديشه در دين تشويق مي‌فرمايد.

ديگر از محتواي عالي اين دين آنست که براي نيل به اهداف مقدس خود از وسائل مقدس بهره مي‌گيرد که نشانة حقانيت آن مي‌باشد. اجازه نمي‌دهد براي رسيدن به حق از هر وسيلة نامشروعي استفاده شود.

ولو در هر سختي و گرفتاري كه باشند از حق عدول نمي‌كنند. (نمي‌گويند هدف، وسيله را توجيه مي‌كند.) و در هنگام پيروزي، از عدالت، احسان، عفو و گذشت استفاده مي‌كنند؛ نه كينه و دشمني.

* هَـذَا بَلَاغٌ لِّلنَّاسِ وَلِيُنذَرُوا بِهِ وَلِيَعْلَمُوا أنَّمَا هُوَ إِلَـهٌ وَاحِدٌ وَلِيَذَّكَّرَ أولُو الْأَلْبَابِ؛ اين [قرآن‌] ابلاغى براى مردم است [تا به وسيله آن هدايت شوند] و بدان بيم يابند و بدانند كه او معبودى يگانه است، و تا صاحبان خرد پند گيرند. «ابراهيم: ۵۲»

جامعيت قوانين اسلام و احكام آن به گونه‌اي است كه سراسر زندگي انسان‌ها را در هر عصر و زماني در بر مي‌گيرد. از مهم‌ترين مسايل اعتقادي گرفته تا ساده‌ترين مسايل اخلاقي و اجتماعي در آن مطرح شده است. در مورد مسالة حقوق انسان‌ها، اصل عدالت را در اجراي حقوق بر همه چيز مقدم مي‌دارد و هشدار مي‌دهد از اين كه خصومت‌هاي شخصي و يا روابط دوستانه، مانع اجراي عدالت نگردد.

* اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَي؛ عدالت كنيد كه آن به پرهيزگاري نزديكتر است. «مائده:۸»

اين محتوا كه هر چه بشر، بيشتر به عمق آن پي برد آن را فروزان‌تر از قبل و نجات‌بخش‌تر مي‌يابد، اين خود، بالاترين معجزه و سند بر اثبات حقانيت رسالت رسول اكرم صلوات الله علیه و آله مي‌باشد.

مهم‌ترين معجزة قرآن، محتواي آن است. قرآن چون حق است، هيچگاه كهنه نمي‌شود. چون فقط حق هميشه زنده و جاويده است و باطل از بين‌رفتني است. جاهليت، خرافات و اوهام زشتند و كهنه مي‌شوند. (چه جاهليت ديروز و چه جاهليت امروز، همه از بين‌رفتني است.)

 

 

قرآن، همة عالم را آينه و آيات خداوند متعال معرفي مي‌فرمايد و آينه از خود چيزي ندارد هر چه هست از اوست. قرآن، راه سعادت را پاکي، صداقت، عدالت، امانت و ... بيان مي‌فرمايد که اينها همه کمال هستند و هيچ زماني کهنه نمي‌شوند و با خرافات، اوهام و کارهاي جاهلانة بي اساس مبارزه مي‌کند.

* آن هذَا القُرآنَ يهدي لِلَّتي هِي اقوَم؛ همانا اين قرآن، همة اقوام را (در همة دوره‌ها) به راهي که استوارترين راههاست هدايت مي‌کند. «اسراء:۹»

قرآن، بشر را در همة زمآن‌ها، حيات مي‌بخشد، هدايت مي‌فرمايد و نجات مي‌دهد. قرآن کتاب هدايت است:

* ذلِکَ الکِتابُ لا رَيبَ فيهِ هُدي لِلمُتَّقين؛ اين کتاب بي هيچ شک، هدايت کنندة متقين است. «بقره:۲»

* لا يمَسُّهُ إِلاَّ المُطَهَّرُون؛ که جز دست پاکان (و فهم خاصان) بدان نرسد [تا قلب پاک نباشد، قرآن را مس نمي‌کند]. «واقعه:۷۹»

قرآن، سفرة سخاوتمندانة بي انتهاي الهي است، سفرة گسترده، قرآن، دستورالعمل زندگي است، رهگشاي انسان است:

* وَ اللهُ يقُولُ الحَقَّ وَ هُوَ يهدِي السَّبيل؛ و خدا سخن به حق مي‌گويد و شما را به حقيقت راهنمائي مي‌کند. «احزاب:۴»

و دعوت مي‌فرمايد که: همة هدف انسان بايد در راه رضاي خداوند و بندگي او باشد.

قرآن، قيّم انسانيت است. قيّم همة جوامع بشري است. تا قائم نباشد نمي‌تواند دست ديگران را بگيرد.

بشر بدون قرآن، مرده است. قرآن، وحي ايستاده است. قرآن، ثقل اکبر است.

* رَسُولٌ مِنَ اللهِ يتلُوا صُحُفاً مُطَهَّرهً* فيها کُتُبٌ قَيمَهٌ؛ رسولي از جانب خدا فرستاده شده تا کتب آسماني پاک و منزه (از خطا و تحريف) را بر آن‌ها تلاوت کند* که در آن کتب نامه‌هاي حقيقت و راستي (و نگهبان سنت عدل الهي) مسطور است. «بينه:۲و۳»

قرآن، بالاترين گرفتاري بشر را (يعني همان جهل او که بدترين مرضها است) شفا مي‌بخشد. قرآن، از بزرگترين نعمتهاي الهي است، بخششي است تمام نشدني. قرآن، غذاي روح و فطرت است. اگر قلب طاهر شود و قرآن در آن نفوذ کند حجاب‌ها را مي‌برد و به جان‌ها حيات مي‌بخشد و استعدادهاي انسان را شکوفا مي‌سازد. با تلاوت قرآن، ايمان زياد مي‌شود و توکل بر خداوند قادر سبحان افزايش مي‌يابد.

* قرآن، با صاحبان خرد و انديشه صحبت مي‌فرمايد. اين امتیازِ محتواي قرآن است که اين همه به تفکر و تعقل و شعور دعوت نموده و تأکيد به آن دارد.

قرآن، ريسمان هدايت است و متقين را بالا مي‌برد. هر کس قرآني شود، قرآن، او را به سوي بهشت سوق مي‌دهد. قرآن، قانون و شريعت را بيان مي‌فرمايد و کتاب تکامل انسان است.

* هذا بَيانٌ لِلنَّاسِ وَ هُدي وَ مَوعِظَهٌ لِلمُتَّقين؛ اين (کتاب) حجت و بياني است براي عموم مردم و هدايت و پندي براي پرهيزگاران. «آل‌عمران:۱۳۸»

اين محتواي قرآن است که ارزش همة انسان‌ها را به تقوي و اعمال صالح و خالص آن‌ها مي‌داند و به دوري جستن از گناه، فساد، تبهکاري، سستي، تنبلي، بي تفاوتي، نفاق، شرک و کفر و امثالهم امر مي‌فرمايد:

* إن اکرَمَکُم عِندَ اللهِ اتقاکُم؛ گرامي‌ترين شما نزد خدا با تقوي ترين شما است. «حجرات:۱۳»

* اِنَّما يتَقَبَّلُ الله مِنَ المُتَّقين؛ همانا خداوند (اعمال صالح و خالص را) از متقين مي‌پذيرد. «مائده:۲۷»

* وَالعاقِبَهُ لِلمُتَّقين؛ و حسن عاقبت، خاص پرهيزگاران است. «قصص:۸۳»

قرآن، دنيا را محل کشت و رشد و تکامل و آخرت را محل برداشت و سرآغاز خوبي‌ها را علم و معرفت به الله و ايمان به او و عمل صالح و خالص مي‌داند. اَوَلُ العِلم مَعرفَه الجبّار. اول الدّين معرفته «خطبة نهج البلاغه» فاعلم انّه لا اله الا الله؛ پس بدان كه هيچ معبودي جز خدا نيست. «محمد s:19» و سرآغاز بديها را خودپرستي، کبر، دنيا پرستي، غرور، تفاخر، تکاثر و شهوت پرستي بيان فرموده است.

قرآن، فضائل و رذائل را وراء رشد و تکامل و خطرات راه ضلالت و گمراهي و طغيان را معرفي فرموده و این محتواست که ضامن بقای دین است.

* اِعلَمُوا انَّمَا الحَياهُ الدُّنيا لَعِبٌ وَ لَهوٌ وَ زينَهٌ وَ تَفاخُرٌ بَينَکُم وَ تَکاثُر فِي الاٌموالِ وَ الاٌولاد؛ بدانيد زندگي (مردم دنيا پرست) تنها بازي و سرگرمي و تجمل پرستي و فخرفروشي در بين همديگر و افزون طلبي در اموال و فرزندان است. «حديد:۲۰»

و در آياتي ديگر متذکر مي‌شود که حب شهوت و فرزند و مال و شهرت، شما را از ذکر خدا دور نکند. قرآن، هدف از خلقت انسان را رسيدن به مقام بندگي حق‌تعالي و دنيا را دار فنا و آخرت را دار بقا بيان فرموده است:

* وَ ما خَلَقتُ الجِنَّ وَ الإِنسَ إِلاَّ لِيعبُدُونِ؛ جن و انس را جز براي پرستش خود نيافريده ام. «الذاريات:۵۶»

* والآخِرةُ خَيرٌ و اَبقي؛ و منزل آخرت بسي بهتر و پاينده تر (از دنياي چند روزه) است. «اعلي:۱۷»

* وَ اِنَّ الآخِرَهَ هِي دارُ القَرارِ؛ و سراي آخرت منزلگاه ابدي (و حيات جاوداني) است. «غافر:۳۹»

قرآن، انسان را بهترين خلق و خليفة خدا معرفي فرمودذه است:

* وَ لَقَد کَرَّمنا بَني آدَمَ؛ و ما فرزندان آدم را بسيار گرامي داشتيم. «اسراء:۷۰»

* فَتَبارَکَ اللهُ احسَنُ الخالِقينَ؛ آفرين بر قدرت کامل بهترين آفرينند. «مؤمنون:۱۴»

قسمتي از آيات قرآن هم دربارة اسرار آفرينش است تا انسان‌ها با تفکر و تعقل در آيات آفاقي و انفسي و عظمت عالم آفرينش، به خالق آن ايمان آورده و با توجه به اسرار خلقت، سر تعظيم به نزد خالق فرود آورند. و خداوند در اين آيات، پرده از روي طبيعت کنار مي‌زند و ظهور و تجلي خود را در همة آن‌ها نشان مي‌دهد که آيا شما اينها را خلق کرديد يا من، چرا ايمان نمي‌آوريد، چرا تشکر نمي‌کنيد؟!

(اين نکته قابل ذکر است که اگر بخشي از اسرار علوم و حقايق جهان آفرينش در قرآن کريم آمده است به عنوان عرضه کردن علوم طبيعي به سبک دائرة‌المعارف نيست بلکه قرآن يک کتاب هدايت و تربيتي براي انسان‌ها است و ذکر اين مسائل به منظور اهداف تربيتي و اخلاقي و تعليم درس توحيد و خداشناسي است که در درسهاي خداشناسي، آيات را بيان نموديم).

قرآن، زندگي انبياء و قصة آن‌ها را براي عبرت گرفتن انسان‌ها بيان فرموده تا از عواقب بي تفاوتي، سستي، هوا و هوس، تبهکاري، فسق و ظلم بترسند و عاقبت مؤمنين و صالحين، بشارتي براي آن‌ها باشد.

قرآن مي‌فرمايد: شما در دنيا بايد امتحان شويد با مال، ترس، گرسنگي و .... بايد صابر باشيد، جهاد کنيد تا با تزکيه جان رستگار شويد.

قرآن، مؤمنين را دعوت به تعاون، اتحاد، گذشت، عفو، فداکاري، احسان، صدقه، عدالت، انصاف، ايثار، عزت نفس، تواضع، نيکي ها و خوبي ها، ... نموده و مي‌فرمايد در گناه تعاون نداشته باشيد، دشمن ظالم باشيد، حق کشي نکنيد. اهل فريب و نيرنگ، فحشا، و بخيل و امثالهم نباشيد و در صحبت نمودن، فَقُولَا لَهُ قَوْلًا لَّيِّنًا؛ و با او سخنى نرم گوييد. «طه:۴۴» با کمال آرامي و نرمي سخن گوييد.

قرآن مي‌فرمايد: آن‌ها که تحت ولايت خداوند و معصومين علیهم السلام قرار گيرند ديگر خوف و ترس و يأس ندارند و از تاريکي و ظلمت بيرون مي‌آيند:

* الا آن اولِياءَ اللهِ لا خَوفٌ عَلَيهِم وَ لا هُم يحزَنُون؛ آگاه باشيد که دوستان و اولياي خدا نه ترسي (از حوادث آينده) دارند و نه حسرت و اندوهي (از وقايع گذشته) در دل آن‌ها است. «يونس:۲۶۲»

* اللهُ وَلِي الَّذينَ آمَنُوا يخرِجُهُم مِنَ الظُّلُماتِ إِلَي النُّور؛ خداوند ولي و سرپرست کساني است که ايمان آورده‌اند. آن‌ها را از ظلمت ها به سوي نور بيرون مي‌برد. «بقره:۲۵۷»

قرآن می‌فرماید هر کس سرسفرة سعي و کوشش و جهاد خود مي‌باشد:

* کُلُّ نَفسٍ بِما کَسَبَت رَهينَه؛ هر نفسي در گروه عملي است که انجام داده است. «مدثر:۳۸»

بهشت را در مقابل جهاد مي‌دهند:

* اٌم حَسِبتُم آن تَدخُلُوا الجَنَّهَ وَ لَمَّا يعلَمِ اللهُ الَّذينَ جاهَدُوا مِنکُم وَ يعلَمَ الصَّابِرين؛ آيا چنين پنداشتيد که (تنها با ادعاي ايمان) وارد بهشت خواهيد شد و حال آنکه هنوز معلوم نشده است که ميان شما چه کساني جهاد مي‌کنند و چه کساني پايداري مي‌ورزند؟ «آل‌عمران:۱۴۲»

و انتخاب با خود شما است:

* مَن يرِدٌ ثَوابِ الدُّنيا نُؤتِهِ مِنها وَ مَن يرِد ثَوابَ الآخِرَهِ نُؤتِهِ مِنها؛ هر کس براي يافتن متاع دنيا کوشش کند از دنيا بهره مندش مي‌کنيم و هر کس براي ثواب آخرت سعي و کوشش نمايد از نعمت آخرت برخوردارش گردانيم. «آل‌عمران:۱۴۵»

قرآن براي همة امت در تمام ابعاد زندگي، الگو را رسول اکرم صلی الله و علیه و آله معرفي فرموده همچنين مي‌فرمايد: کساني که به وسيلة گناه، چشم و گوش و قلب آن‌ها کور و کر شده مريض مي‌باشند. في قلوبهم مرض؛ در قلبهاي ايشان بيماري است. «بقره:۱۰» و آنان که ايمان دارند و عمل صالح و خالص انجام مي‌دهند و گناه نمي‌کنند قلبشان مريض و آلوده نمي‌گردد.

* قرآن، حکومت را مخصوص خداوند مي‌داند و احکام عبادي، سياسي، اجتماعي، اخلاقي، اقتصادي، قضائي، حقوق خانواده، والدين، فرزند، همسر، محرم و نامحرم، ارث، وصيت، مسائل قصاص، حدود، نکاح، مالکيت، حق فقرا و ... را بيان فرموده است.

* قرآن، کساني را که نزد خداوند عزيز هستند و همچنين آن‌ها را که خداوند دوست ندارد معرفي فرموده است. متقين، محسنين، صادقين، صابرين، شاکرين و امثال اينها مورد محبت خداوند مي‌باشند.

* آن الله يحب المحسنين؛ خداوند نيکوکاران را دوست دارد. «بقره:۱۹۵» و ظالمين، منافقين، فاسقين، کافرين، مسرفين و کذابين و امثالهم کساني هستند که خداوند آن‌ها را دوست ندارد و هدايت نمي‌کند.

 

۱۳۹۸/۰۱/۲۴
۰
۲۴۷

نظرات بینندگان

ارسال نظر

۱۲ + ۰ =
Solve this simple math problem and enter the result.‎ E.g.‎ for 1+3, enter 4.‎

کانال های ما در فضای مجازی را دنبال کنید

آخرین مطالب