کانال های ما در فضای مجازی را دنبال کنید

آخرین مطالب

اسلاید شو :
روتیتر: 
درس هایی از اصول عقاید اسلامی ویژه جوانان / نبوت

خاتمیت

تصویر: 
لید: 
وَ اَعِدُّوا لَهُم مَا استَطَعتُم مِن قُوَّه؛ و شما (اي مؤمنان) در مقام مبارزه با کافران، خود را (هميشه) مهيا کنيد. «انفال:۶۰» در صدر اسلام مقصود از مهيا بودن، همان اسبان سواري و شمشير و زره و آلات جنگي آن زمان بوده است اما امروز تکنيک‌هاي جنگي، شامل ادوات ديگري است و فردا نيز تکنيک‌هاي جديدتر مي‌آيد. دين ابزار خاصي و محدودي را تعيين نفرمود بلکه مسلمين را امر فرمود که هميشه آماده و مهيا بوده و از نظر ابزار، باید فوق ابزار دشمن را داشته باشند.
متن خبر: 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

هماهنگي و عدم اختلاف در قرآن کريم

از دیگر مطالب مهم در بحث از محتوای دین اسلام، هماهنگي و عدم اختلاف در مضامين قرآن است، این مسأله نشانة آنست که اين کتاب شريف از منبع علم ثابت و نامتناهي ذات اقدس پروردگار صادر شده است.

زيرا اين مسئله در مورد انسان، که علم او اکتسابي است و تدريجاً بر معلومات و تجربيات او افزوده مي‌شود و افزايش دانش‌ها در سخنان او انعکاس مي‌يابد صادق نيست. اما در مورد خداوند متعال که به همة عالم محيط است و احاطة بر علوم دارد و کمال مطلق است (و علم و دانش ديگران محدود و پرتوي از علم اوست) مسئلة تکامل تدريجي علم و کلام مفهومي ندارد.

* اٌفَلا يتَدَبَّرُونَ القُرآنَ وَ لَو کانَ مِن عِندِ غَيرِاللهِ لَوَ جَدُوا فيهِ اختِلافاً کَثيرا؛ آيا دربارة قرآن انديشه نمي‌کنيد که اگر از سوي غيرخدا بود اختلافات فراواني در آن مي‌يافتيد. «نساء:۸۲»

و اين نکته نيز لازم به تذکر است که در قرآن، آيات «ناسخ و منسوخ، محکم و متشابه، مجمل و مبين، ...» اينها نشانگر تضاد و اختلاف در قرآن مجيد نيست چون آيات منسوخه همراه قرائني است که نشان مي‌دهد عمر محتواي آن‌ها کوتاه بوده و روزي پايان مي‌پذيرفته. مثلاً در مورد حرمت شرابخواري، مردم آن زمان چنان به شرابخواري آلوده بودند که ممکن نبود يکباره آنان را از اين عمل زشت بازداشت بلکه لازم بود اين تحريم تدريجاً صورت گيرد و در نتيجه ابتدا چنين مي‌فرمايد:

* لا تَقرَبُوا الصَّلاهَ وَ انتُم سُکاري؛ هرگز در حال مستي به نماز نيائيد. «نساء:۴۳»

اما بعد از شکوفايي اسلام و پيشرفت آن، شرابخواري مطلقاً منع شد:

* يا اٌيهَا الَّذينَ آمَنُوا إِنَّمَا الخَمرُ وَ المَيسِرُ وَ الانصابُ وَ الاٌزلامُ رِجسٌ مِن عَمَلِ الشَّيطانِ فَاجتَنِبُوهُ لَعَلَّکُم تُفلِحُون؛ اي اهل ايمان، شراب و قمار و بت پرستي و ازلام (که رسمي بوده و در جاهليت)، همة اينها پليد و از عمل شيطان است و از آن البته دوري کنيد تا رستگار شويد. «مائده:۹۰»

آنچه در بالا به آن پرداختيم صرفاً گوشه‌اي از محتواي قرآن است و بيان چنين معارف عظيمي، از زبان فردي که هيچ درس نخوانده و در محيطي کاملاً دور از علم زندگي کرده باشد، جز از طريق وحي و معجزه امکان ندارد. و عدم وجود اختلاف در ميان آيات قرآن کريم که در طول ۲۳ سال با تمام دگرگوني ها و شرايط مختلف زماني و مکاني نازل شده است نشآن‌هاي ديگر از اعجاز قرآن خواهد بود.

نکته: بعضي‌ها مي‌گويند که اين دين براي ۱۴۰۰ سال پيش بوده و براي الان که آنقدر تکنولوژي پيشرفت کرده، يک چيز کهنه است و سودي ندارد. بايد دنبال حرف هاي جديد رفت. جواب را اينطور مي‌دهيم: آن چه که پيشرفت کرده است، ابزار و وسايل زندگي است. دين دستور به انجام خوبي‌ها و ترک بدي‌ها را مي‌دهد. دين طريقة رسيدن به کمال را بيان مي‌کند و اين مسير کهنه نمي‌شود. دين که صحبت از وسايل خاص ندارد که در اثر گذشتن زمان، کهنه شود. دين چيزهايي که مطابق فطرت انسان است را بيان مي‌کند و چون فطرت تغيير ناپذير است، لذا حرف‌هاي دين، هيچ گاه کهنگي برايش مطرح نمي‌شود.

 

خاتميت

يکي از ضروريات دين اسلام، اين مطلب است که سلسلة پيامبران علیهم السلام باپيغمبر اسلام حضرت محمد بن عبدالله صلوات الله علیه و آله و سلم ختم شده و بعد از آن حضرت تا قيامت هيچ پيامبري نخواهد آمد:

* ما کانَ مُحَمَّدٌ اَبا اَحَدٍ مِن رِجالِکُم وَ لکِن رَسُولَ اللهِ وَ خاتَمَ النَّبِيين؛ حضرت محمد صلی الله و علیه و آله، پدر هيچيک از مردان شما نيست، وليکن او رسول خدا و خاتم انبياء است (آخرين پيامبران است). «احزاب:۴۰»

موضوع خاتميت پيغمبر اسلام علاوه بر بيان قرآن کريم، در روايت نيز تصريح و تأکيد شده است. از جمله آن‌ها حديث منزلت است که شيعه و سني به تواتر آن را از حضرت رسول اکرم صلی الله و علیه وآله نقل کرده‌اند و آن اين است:

هنگامي که پيامبر اسلام براي جنگ «تبوک» از مدينه حرکت مي‌کردند حضرت امير مؤمنان علي علیه السلام را براي رسيدگي به کارهاي مسلمانان بجاي خود گماشتند. آن حضرت از اينکه از فيض شرکت در جهاد، محروم مي‌شوند اندوهگين شدند و اشک از ديدگان مبارکشان جاري شد. پيامبر اکرم صلی الله و علیه و آله خطاب به آن حضرت فرمود: اَما تَرضي آن تَکونَ مِنّي بِمَنزِلَه‌هارونَ مِن موسي اِلاّ اٌنهُ لا نَبي بَعدي؛ آيا راضي نيستي که تو همانند‌ هارون نسبت به موسي باشي؟ با اين تفاوت که بعد از من پيامبري نيست. «بحارالانوار»

و نيز در حديث ديگري از رسول اکرم صلی الله و علیه و آله نقل شده است که فرمودند: اُرسِلَت اِلَي النّاس کافَّه وَ بي خَتَمَ النَّبيون؛ من براي عموم جهانيان مبعوث شده‌ام و ارسال انبياء به واسطة من پايان پذيرفته است.

نکته: بعضي‌ها شبهه کرده‌اند که قرآن گفته: خاتم النبيين. يعني نبي نمي‌آيد، ولي رسول مي‌تواند بيايد.

جواب: هيچ رسولي نيست مگر اينکه اول نبي مي‌باشد. يعني هر پيامبري اول نبي است و بعد به درجة رسالت مي‌رسد. پس اگر نبي نيايد، به طريق اولي، رسول هم نمي‌آيد.

(نبي يعني فردي که از طريق وحي با خداوند متعال در ارتباط است ولي رسول فردي است که علاوه بر اين ارتباط، بايد اين وحي را نيز به مردم برساند.)

نکته: سير تکاملي دين با ختم نبوت و خاتميت به وسيلة ائمة معصومين و نواب خاص و عام آن‌ها ادامه دارد و فقط شريعت جديدي نمي‌آيد و مراجع و مجتهدين همة احکام را از همان «کتاب، سنت، عقل، اجماع» بيان نموده و همة مسائل را پاسخ مي‌فرمايند.

مثال: در مورد مسئله دفاع، قرآن کريم يک اصل کلي و عالي را براي تقويت بنية نظامي بيان فرموده که شما در هر زمان مهيا و آماده با وسائلي و نيروئي فوق دشمن باشيد:

* وَ اَعِدُّوا لَهُم مَا استَطَعتُم مِن قُوَّه؛ و شما (اي مؤمنان) در مقام مبارزه با کافران، خود را (هميشه) مهيا کنيد. «انفال:۶۰»

در صدر اسلام مقصود از مهيا بودن، همان اسبان سواري و شمشير و زره و آلات جنگي آن زمان بوده است اما امروز تکنيک‌هاي جنگي، شامل ادوات ديگري است و فردا نيز تکنيک‌هاي جديدتر مي‌آيد. دين ابزار خاصي و محدودي را تعيين نفرمود بلکه مسلمين را امر فرمود که هميشه آماده و مهيا بوده و از نظر ابزار، باید فوق ابزار دشمن را داشته باشند.

در پايان اين بحث اين نکته شايان ذکر است که در عصر خاتميت، هدايت ختم نمي‌گردد بلکه خاتميت به معناي ختم رسالت است. به این معنا که بشر نيازمند به شريعت جديد نيست اما تداوم وظايف نبي اکرم صلی الله و علیه و آله به عهده جانشينان معصوم آن حضرت مي‌باشد چون امامان معصوم علیهم السلام تالي‌تلو* نبي اکرم صلی الله وعلیه و آله هستند که در درس امامت خواهد آمد؛ ان شاء الله.

 

اهمیّت تبليغ و ترويج دين

وجود رهبران الهي در هر دوره‌اي از زمان لازم و ضروري است زيرا علاوه بر اينکه آن‌ها واسطة فيض الهي مي‌باشند، لازم است قوانين و شرايع الهي را به افراد ابلاغ نمايند (يعني تبليغ و ترويج دين به عهدة آن‌ها بوده) تا حجت بر همة مردم تمام شود و همه از فيض هدايت الهي بهره مند شوند و ديگر براي کسي عذر و بهانه‌اي نباشد.

نکته: تا قبل از پيامبر ما تبليغ و تفسير و بيان مسائل مستحدثه (مسائلي که قبلاً نبود و تازه به وجود آمده است) و ... همگي بر عهدة انبياء علیهم السلام بود. اما با بعثت پيامبر اکرم صلی الله و علیه و آله آيه‌اي نازل شد که ضمن آن خداوند دستور داد که از هر فرقه‌اي افرادي بيايند و دروس ديني را ياد بگيرند و به ديگران در قوم خود تعليم دهند. يعني اين کار پيامبران در زمان پيامبر خاتم بر عهدة امت گذاشته شد.

* وَ ما کانَ المؤمنونَ لِيَنفِرُوا کافَّهً فَلَولانَفَرَ مِن کُلَّ فِرقَهٍ مِنهُم طائِفَهٌ لِيتَفَقَّهوا فِي الدّينِ وَ لينذِرُوا قَومَهُم اِذا رَجَعُوا اِلَيهِم لَعَلَّهُم يحذَرُون؛ نبايد مؤمنان همگي بيرون رفته و رسول را تنها گذارند بلکه چرا از هر طايفه‌اي جمعي براي جنگ و گروهي نزد رسول براي آموختن علم مهيا نباشند؟ تا آن علمي که آموخته‌اند به قوم خود بياموزند که قومشان هم شايد خدا ترس شده و از نافرماني حذر کنند. «توبه:۱۲۲»

 

*تالی تلو نبی اکرم؛ یعنی رسول و نبی نیست اما فعل و عملش عین نبی اکرم می شود.

۱۳۹۸/۰۱/۲۴
۰
۳۶۷

نظرات بینندگان

ارسال نظر

۱۱ + ۶ =
Solve this simple math problem and enter the result.‎ E.g.‎ for 1+3, enter 4.‎

کانال های ما در فضای مجازی را دنبال کنید

آخرین مطالب