کانال های ما در فضای مجازی را دنبال کنید

آخرین مطالب

اسلاید شو :
روتیتر: 
درس هایی از اصول عقاید اسلامی ویژه جوانان / امامت

صفات و جایگاه امام علیه السلام

تصویر: 
لید: 
منظور از شناخت امام معصوم علیه السلام، شناختي است که سبب پيروي از آن‌ها شود. نه آنکه فقط بدانيم امام در چه سالي به دنيا آمده‌اند و در چه سالي از دنيا رفته‌‌اند و چند سال عمر کرده‌اند. اين مطالب را که کافرها هم مي‌دانند و در بعضي از کتاب‌هاي خودشان هم ذکر کرده‌اند. اين شناخت آماري، که سبب نجات انسان از مرگ جاهليت نمي‌شود.
متن خبر: 

 بسم الله الرحمن الرحیم

 

امامت 

چهارمين اصل از اصول اعتقادي مذهب شيعه، امامت است. امامت شامل دو بخش «عامه و خاصه» مي‌باشد.

بخش اول درباره امامت عامه: عبارت است از لزوم امامان معصوم: که همه شرايط پيامبر اکرم صلوات الله علیه و آله را داشته و مکمل و متمم نبوت مي‌باشند.

بخش دوم درباره امامت خاصه: عبارت است از اثبات خلافت بلافصل حضرت علي و يازده فرزند معصوم ايشان علیهم السلام.

 

امامت عامه

در اين قسمت ابتدا به شرح و توضيح ۵ اصطلاح (امامت، ولي‌الله، ‌هادي، خليفه‌الله، حجت الله) مي‌پردازيم، سپس وارد مباحث بعدي مي‌شويم.

امامت: در لغت به معناي پيشوا و رهبري است و از امور نسبي است که بين اشخاص واقع مي‌شود. هر کس که رهبري گروهي را عهده‌دار باشد، امام ناميده مي‌شود. خواه در راه حق باشد، خواه در راه باطل. به عبارتي ديگر امام کسي است که مقدم در امور است و از او پيروي مي‌کنند و پيروي کنندگان از آن‌ها را «مأموم» مي‌نامند.

در قرآن، دو گونه امام معرفي شده است. ائمه در دين (ائمه حق) و ائمه در کفر (ائمه باطل).

قرآن دربارة دستة اول مي‌فرمايد:

* وَجَعَلنَاهُم أئِمَّةً يَهدُونَ بِأمرِنَا وَأوحَينَا إِلَيهِم فِعلَ الخَيرَاتِ وَإِقَامَ الصَّلَاةِ وَإِيتَاء الزَّكَاةِ وَكَانُوا لَنَا عَابِدِينَ؛ و آنان را پيشواياني قرار داديم که به فرمان ما، (مردم را) هدايت کنند و انجام کارهاي نيک و برپاداشتن نماز و اداي زکات را به آن‌ها وحي کرديم و تنها ما را عبادت کنند. «انبياء:۷۳»

* وَجَعَلنَاهُم أئِمَّةً يَدعُونَ إِلَى النَّارِ وَيَومَ القِيَامَةِ لَا يُنصَرُونَ؛ و آنان ]فرعونيان[ را پيشواياني قرار داديم که به آتش (دوزخ) دعوت مي‌کنند و روز رستاخيز ياري نخواهند شد! «قصص:۴۱»

سپس با معرفي اين دو گروه، سرنوشت هر امتي را وابسته به امامي قرار مي‌دهد که از او پيروي مي‌کند.

* يَومَ نَدعُو كُلَّ اُنَاسٍ بِإِمَامِهِم؛ (به ياد آوريد) روزي را که هر گروهي را با پيشوايشان مي‌خوانيم! «اسراء:۷۱»

يعني در قيامت مردم با همان امامي که براي خود انتخاب کرده بودند و از آن پيروي مي‌کردند، برانگيخته مي‌شود. اگر امامشان، امام معصومي باشد که از طرف خداوند متعال تعيين شده است و پيروي از او اطاعت از خدا محسوب مي‌شود، اهل حق و اهل نجات است و اگر امامشان، امام باطل، (امام کفر) بوده، آن‌ها هم از باطل پيروي کرده‌اند. سپس مي‌فرمايد:

* وَمَن كَانَ فِي هَذِهِ أعمَى فَهُوَ فِي الآخِرَةِ أعمَى وَأضَلُّ سَبِيلاً؛ اما کسي که در اين جهان (از ديدن چهره حق) نابينا بوده است در آخرت نيز نابينا و گمراهتر است! «اسراء:۷۲»

يعني اگر در دنيا امام حق (امام در دين) را نشناختيم، کوريم (ولو به ظاهر چشم سر داشته باشيم) و در قيامت هم کوريم و در زمره گمراه ترين افراد باشيم.

در مکتب اهل بيت: امامت مانند نبوت، منصبي الهي است. يعني خداوند متعال بايد امام را تعيين کند و با اجماع و شورا نمي‌توان امام انتخاب کرد. استدلال شيعه، به اين آيه از قرآن است:

خداوند متعال در قرآن كريم مي‌فرمايد:

* إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا؛ اي ابراهيم من تو را امام قرار مي‌دهم. «بقره:۱۲۴»

پس تعيين کردن فردي به عنوان امام، فقط کار خداند متعال است.[۱] سپس حضرت ابراهيم علیه السلام عرض مي‌کند: قَالَ وَمِن ذُرِّيَّتِي (آيا اين مقام به فرزندان من هم مي‌رسد). خداوند مي‌فرمايد: لاَ يَنَالُ عَهدِي الظَّالِمِينَ (اين عهد به ظالمين نمي‌رسد).

ظالم کيست؟ قرآن مي‌فرمايد:

* وَمَن يَتَعَدَّ حُدُودَ اللَّهِ فَقَد ظَلَمَ نَفسَهُ؛ و هر کس از حدود الهي تجاوز کند به خويشتن ستم کرده. «طلاق:۱»

يعني هر کسي به هر عنواني از دستورات خداوند متعال نافرماني کرده باشد، ظالم است و شايستة مقام امامت نيست بنابراين، امام را خداوند به‌علم حضوري و عصمت و معجزه تجهيز نموده.

تاکنون دانسته شد تعيين امام در دين همانند تعيين همه پيامبران و جانشينان آن‌ها فقط از طرف خداوند ممکن است و لاغير. کار مردم نيست که جمع شوند و يک امامي براي خود تعيين کنند همانگونه که کار مردم نيست جمع شوند و يک پيغمبر تعيين کنند زيرا در اينصورت او وکيل مردم است نه ولي و صاحب اختيار مردم. و شناخت ائمه معصومين hبر همه مردم لازم و ضروري است چنانچه در حديثي از رسول اکرمs نقل شده که فرموده‌اند: «من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميته جاهليه؛ هر کس امام خود نشناسد و بميرد به دين جاهليت مرده است.[۲]» و نيز هر کسي امام خود را نشناسد درضلالت و گمراهي است چنانچه در دعا مي‌خوانيم: اَللّهُمَّ عَرِّفني حُجَّتَک فَاِنَّکَ آن لَّم تُعَرِّفني حُجَّتَك ظَلَلتُ عَن ديني. خدايا حجت خود را بر من بشناسان زيرا اگر حجتت را به من نشناساني در دينم گمراه مي‌شوم.

نکته: منظور از شناخت امام معصوم علیه السلام، شناختي است که سبب پيروي از آن‌ها شود. نه آنکه فقط بدانيم امام در چه سالي به دنيا آمده‌اند و در چه سالي از دنيا رفته‌‌اند و چند سال عمر کرده‌اند. اين مطالب را که کافرها هم مي‌دانند و در بعضي از کتاب‌هاي خودشان هم ذکر کرده‌اند. اين شناخت آماري، که سبب نجات انسان از مرگ جاهليت نمي‌شود.

نکته: توجه داشته باشيد که مسئلة عصمت امام و اينکه امام را فقط بايد خداوند متعال تعيين کند، مخصوص اين آيه نيست. اين مسئله در آيات زيادي ذکر شده که بعضي از آن‌ها در آينده ذکر مي‌شود.

 

صفات و جايگاه امام  

ولی الله

ولايت در لغت به معني سلطه، امارت، حکومت، صاحب اختيار کسي يا چيزي بودن و صاحب ولايت يا ولي امر به کسي مي‌گويند که اطاعت امر او براي جامعه واجب است.

خداوند متعال فرمود: ولايت و سرپرستي و صاحب اختيار بودن شما، فقط مخصوص من است.

* وَمَا لَكُم مِّن دُونِ اللّهِ مِن وَلِيٍّ وَلاَ نَصِيرٍ؛ و جز خدا، ولي و ياوري براي شما نيست. «بقره:‌۱۰۷»

* قُل آن الأمرَ كُلَّهُ؛ بگو: «همه کارها (و پيروزيها) به دست خداست! «آل عمران:۱۵۴»

* أمِ اتَّخَذُوا مِن دُونِهِ أولِيَاء فَاللَّهُ هُوَ الوَلِيُّ؛ آيا آن‌ها غير از خدا را ولي خود برگزيدند؟ در حالي که «ولي» فقط خداوند است. «شوري:۹»

* مَا لَهُم مِّن دُونِهِ مِن وَلِيٍّ؛ آن‌ها هيچ ولي و سرپرستي جز او (خداوند) ندارند! «کهف:۲۶»

* بَل لِّلّهِ الأمرُ جَمِيعًا؛ همه کارها در اختيار خداست. «رعد:۳۱»

* مَا لَكُم مِّن دُونِهِ مِن وَلِيٍّ وَلَا شَفِيعٍ أفَلَا تَتَذَكَّرُونَ؛ هيچ سرپرستي و شفاعت کننده‌اي براي شما جز او نيست آيا متذکر نمي‌شويد؟ «سجده:۴»

سپس اين ولايت را به افرادي که خود خداوند متعال آن‌ها را براي اين منصب، با روح قدسي تجهيز فرموده كه به‌چنين افرادي ولي الله مي‌گويند.

بنا براين:

۱ ـ فقط خداوند متعال، مي‌تواند ولي‌الله را تعيين کند نه فرد ديگري (چون خداوندي که صاحب ولايت است، مي‌تواند اين ولايت را به ديگري بسپارد).

۲ ـ وقتي خداوند متعال، ولايت و سرپرستي خود را، بدون هيچ قيد و شرطي، به فردي داده است، پس بايد مانند خداوند متعال، از او اطاعت کرد. از اينجا معلوم مي‌شود که ولي الله بايد معصوم باشد. چون اطاعت مطلق از غير معصوم جايز نيست.

* إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا؛ من تو را امام و پيشواي مردم قرار دادم! «بقره:۱۲۴»

* إِنَّمَا أنتَ مُنذِرٌ وَلِكُلِّ قَومٍ‌هادٍ؛ تو فقط بيم دهنده‌اي! و براي هر گروهي هدايت کننده‌اي است. «رعد:۷»

هادي: خداوند متعال در آيات قرآن کريم مي‌فرمايد که‌هادي، تنها من هستم.

* آن عَلَينَا لَلهُدَي؛ به يقين هدايت کردن بر ماست. «ليل:۱۲»

و کساني را که من هدايت کردم بايد پيروي و اطاعت کنيد.

* أولَئِكَ الَّذِينَ هَدَى اللّهُ فَبِهُدَاهُمُ اقتَدِه؛ آن‌ها کساني هستند که خداوند هدايتشان کرده پس به هدايت آنان اقتدا کن! «انعام:۹۰»

چرا که گمراهي براي اين افراد، مفهومي ندارد.

* مَن يَهدِ اللَّهُ فَهُوَ المُهتَدِي؛ هر کس را خدا هدايت کند، هدايت يافته واقعي اوست. «کهف:۱۷»

پس‌هادي خداوند است و هر کس را او تعيين کند‌هادي است و مي‌توان تحت هدايت او قرار گرفت و او معصوم است، چون قرآن به صراحت درباره آن‌ها مي‌گويد:

* وَمَن يَهدِ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِن مُّضِلٍّ؛ و هر کس را خدا هدايت کند، هيچ گمراه‌کننده‌اي نخواهد داشت. «زمر:۳۷»

* كُلاًّ هَدَينَا؛ همه ايشان را ما هدايت نموديم. «انعام:۸۴»

* وَكُلاًّ فضَّلنَا عَلَى العَالَمِينَ؛ ما همه آنان را بر همه عالميان برتر قرار داديم. «انعام:۸۶»

و اين عصمت‌هادي، تضمين هدايت اوست.

 

خليفه الله

خليفه به معني جانشين است و کسي که بر مسند ديگري بنشيند و امور مربوط به او را انجام دهد و با اين تعريف، خليفه بايد در همه صفات، با کسي که جانشين او شده است سنخيت داشته باشد و داراي همه شئونات و فضائل او باشد.

در آيات قرآن، خلافت مانند امامت، به صورت جعل الهي نام برده شده است:

* إِنِّي جَاعِلٌ فِي الأرضِ خَلِيفَةً؛ همانا من در زمين خليفه‌اي خواهم گماشت. «بقره:۳۰»

* يَا دَاوُودُ إِنَّا جَعَلنَاكَ خَلِيفَةً فِي الأرضِ فَاحكُم بَينَ النَّاسِ بِالحَقِّ؛ اي داوود ما تو را خليفه خود در زمين قرار داديم تا در ميان مردم بحق داوري کني «ص:۲۶»

 

حجت الله

حجت، دليلي است که انسان بتواند به وسيله آن، مطلبي را اثبات کرده و به وسيله آن دليل، استدلال نمايد و طرف مقابل خود را با آن دليل از نظر عقلي مغلوب و تسليم کند. پيامبر و امام در هر زمان حجت و دليل هستند چون خداوند متعال به وسيله آن‌ها، حق را بر بندگان اثبات مي‌کند. و به وسيله آن‌ها اتمام حجت مي‌نمايد و راه عذر را بر مردم مي‌بندد.

نکته: فردي را که خداوند متعال به وسيلة رفتار، کردار، عبادت، اخلاق، دليل و منطقش، حجت را بر مردم تمام مي‌کند و مردم با مشاهده کارهاي او يا شنيدن خصوصيات او، پي به حقيقت مي‌برند، نبايد هيچ عملي ناپسندي داشته باشد و بايد معصوم باشد. چون ذره‌اي لغزش و اشتباه توسط حجت (امام)، سبب اتمام حجت که نمي‌شود هيچ، سبب گمراهي بيشتر مي‌شود. و اين عصمت به خاطر اينکه جز براي افرادي که خداوند متعال آن‌ها را هدايت کرده (و در وصف آن‌ها فرموده: کُلاً هَدَينا) به دست نمي‌آيد، پس فقط بايد خداوند متعال حجت خود را انتخاب کند.

* قُل فَلِلّهِ الحُجَّةُ البَالِغَةُ؛ بگو: دليل رسا (وقاطع) براي خداست (دليلي که براي هيچ کس بهانه‌اي باقي نمي‌گذارد). «انعام:۱۴۹»

خلاصه مطلب: هدف از طرح اين اصطلاح اين بود که متوجه شديم که امام، ولي الله، ‌هادي‌، حجت خدا و خليفه الهي، اولاً افرادي معصوم هستند، نه افراد معمولي و عادي. ثانياً چون تنها خداوند متعال از وجود ملکة عصمت، در شخصي آگاه است، پس معصوم بايد از طرف خداوند متعال معين شود.

در غيبت نعماني صفحه ۱۳۴ روايت شده است که شيخ ابوعمر و عثمان بن سعيد نائب اول امام عصرf اين دعا را به ابوعلي محمد بن همام املا فرمودند:

* اَللّهُمَّ عَرِّفني نَفسَک فَاِنَّکَ آن لَّم تُعَرِّفني نَفسَک لَم اَعرِف رَسوُلَک، اَللّهُمَّ عَرِّفني رَسولَک فَاِنَّکَ آن لَّم تُعَرِّفني رَسولَک لَم اَعرِف حُجَّتَک، اَللّهُمَّ عَرِّفني حُجَّتَک فَاِنَّکَ آن لَّم تُعَرِّفني حُجَّتَک ضَلَلتُ عَن ديني؛ خدايا به من خود را بشناس زيرا اگر تو خود را به من نشناساني رسولت را نمي‌شناسم، خدايا رسول خود را به من بشناس زيرا اگر او را به من نشناساني حجتت را نمي‌شناسم، خدايا حجت خود را به من بشناسان زيرا اگر او را به من نشناساني من در دين خود گمراه شوم.

امام واسطه فيض و رحمت از جانب خداي متعال بر بندگان مي‌باشد، امام اسم اعظم خدا، جلوة خدا در ذات و صفات است. امام ولي خدا، حجت خدا، خليفة خدا، ‌هادي امت، مفسر دين، روح و سَرِ دين، معلم توحيد و خداشناسي، امير قافله اهل هدايت، نجات دهنده از انحراف و هلاکت و رهائي بخش از مهلکه شهوات است و به عالم ملکوت سوق مي‌دهد، امام پشتوانة ارزش‌هاي ديني است. اگر امام، معصوم نباشد انحراف او انحراف دين و انحراف امت از دين مي‌شود، کنار گذاردن امام معصوم، کنار گزاردن همه دين است، تيشه به اصل و ريشه اسلام است. کساني که امامان معصوم را کنار گزاردند مسير اسلام را عوض کردند. وقتي افراد فاسق، فاجر، ظالم، مستکبر بجاي امام معصوم نشستند همان فرعون‌ها و کسري‌ها و قيصرها به نام اسلام حکومت کردند و مي‌کنند، آن‌ها پيشوا شدند، چه کسي جلوي فساد و طغيان و سرکشي و ظلم آن‌ها را بگيرد؟

براي آنکه حقايق والاي ولايت براي ما آشکار شود، در معرفي امام بايد به کلام خود او مراجعه نمود اگر چه عقل انساني از درک حقيقت کلام معصوم قاصر است و تنها به سايه‌اي از آن مفاهيم مي‌رسد، ما نيز به محضر پر فيض حضرت ثامن الائمه رفته و درسي از امامت را از زبان گهربار آن امام همام مي‌آوريم، ثقه الاسلام کليني(ره) در کتاب شريف کافي روايت مي‌کند که عبدالله عزيز بن مسلم گفت: روز جمعه‌اي بود و در مسجد جامع مرو، در خدمت امام رضا علیه السلام نشسته بودم، در جايي از مسجد مردم گرد هم جمع شده و در مورد امامت سخن مي‌گفتند و در مورد اختلافاتي که در اين زمينه داشته بحث مي‌کردند، من به خدمت مولايم در مورد اختلافات مردم عرض کردم، امام علیه السلام تبسم نموده و مطالبي مبسوط در مورد امامت و معرفي مقام امام بيان فرمود که به دليل اختصار در اينجا فقط به جملاتي از آن بيانات راه گشا و فصيح آن حضرت اکتفاء مي‌کنيم:

«آيا اينان ارزش امامت و موقعيت آن را در ميان امت شناخته‌اند تا بتوانند حق انتخاب داشته باشند؟ امامت ارزشي والاتر، شاني بزرگتر و موقعيت برتر از اين دارد که مردم با عقل‌هاي خود، آن را بشناسند يا امامي از سوي خود برگزينند.»

امامت جايگاه انبياء و ميراث اوصيا است. امامت، خلافت خدا، خلافت رسول خدا صلی الله و علیه و اله،  مقام اميرالمؤمنين و ميراث امام حسن و امام حسين علیهم السلام است. امامت، زمام دين و نظام مسلمين، صلاح دنيا و عزت مؤمنان است. امام معصوم ريشه تابنده اسلام و شاخه سر به فلک کشيده اسلام است.

امام زمان يکتاست و همانند قرآن است، هيچ کس به مقام او نزديک نمي‌تواند شود، هيچ عالمي با او برابر نيست، بدل ندارد، مثل و نظير ندارد، تمام فضل الهي نه به طلب و اکتساب او، بلکه به اختصاص از جانب خداي تفضيل دهنده بخشنده، به او داده شده است. کيست که به حد معرفت امام برسد؟ چگونه مي‌توان او را وصف کرد يا کنه مقام او را بيان داشت؟ در حاليکه او مانند ستاره‌اي است که دست مردم و وصف وصف کنندگان هيچگاه بدان نرسد، عقل‌ها کجا به اين مقام مي‌رسد؟[۳]

 

برخی دیگر از نکات در رابطه با شناخت امام

* تمام دین و تمام نعمت و تمام رضای خدا در پیروی از امام است.

* واسطه فیض و خلیفه خدا امامان: هستند.

* امامان: تحدّی دارند یعنی برای اثبات اینکه از جانب خدا هستند توان انجام معجزه نیز دارند و نمونه‌های فراوانی از معجزات آن‌ها قرار دارند.

  •  امام علیه السلام روح بلندی دارد و برای تمام موجودات واسطه فیض است.
  •  امام علیه السلام چراغ هدایت و کشتی نجات است.

*دشمن احادیثی را به نام رسول خدا جعل کرد توسط افرادی مانند کعب الحبار و ابوهریره، مانند این روایت که هر که بر شما امیر شد باید از او اطاعت کنید. وهابیت نیز به پیروی از ابن تیمیه چنین نظری دارند.

* یکی از منابع آشنایی با مقامات ائمه شیعه علیهم السّلام زیارت جامعه کبیره است که توسّط امام‌هادی علیه السلام انشاء شده است و حاوی مطالب عمیقی در امام شناسی است.

* امام علیه السلام نماینده مردم و وکیل مردم نیست بلکه او ولی و صاحب اختیار مردم است.

* پیروی از امام معصوم علیه السلام است که عامل عزّت مسلمین است.

* برای تخریب چهره عصمت پیامبر و ائمه علیهم السّلام و تحریف حقایق در رابطه با اهمیت امامت در اسلام، جاعلان بسیاری در تاریخ اسلام ظهور کردند: علامه عسگری در تحقیقات خود به ۱۵۰ نام اشاره کرده است که اصلاً در تاریخ وجود نداشته‌اند و جاعلان حدیث به آن‌ها به دروغ اشاره کرده‌اند.

* پیام امامان شیعه: «هیهات منا الذله» است که موجب عزّت مؤمنین می‌شود.

* عصمت امام علیه السلام فقط برای گناه نیست بلکه در تفسیر دین هم بدون خطاست. نمونه‌های فراوانی وجود دارد که علمای اهل سنّت در تشخیص یک حکم از قرآن عاجز می‌شدند و با مراجعه به یکی از امامان شیعه همچون امام صادق علیه السلام، امام به آنان نشان می‌داد که این حکم را چگونه باید از قرآن استنباط کنند مانند دیة بریدن سر یک جنازه که بدن بدون روح است که فقط امام توانست حکم آن را از قرآن برای مردم بیان کند.

* از جمله تفاسیر مهم اهل بیت در رابطه با آیات اعتقادی است که علمای اهل سنّت در این آیات به خطاهای بزرگی گرفتار شدند ولی امامان شیعه بودند که بیان صحیح این آیات را توضیح می‌دادند. مانند معنای «انتظار کشیدن برای خدا» که تفسیر آن «انتظار رحمت خداست» ولی برخی اهل سنت از آن تعبیر به «جسم داشتن خدا» کردند.

* فضایل اهل بیت بسیار فراتر از آن است که با دیگران قیاس شوند. رسول خدا فرمودند که «من نمی‌توانم همة فضایل علی علیه السلام را بگویم چراکه می‌ترسم او را خدا بنامید». دوستان از ترس جان و دشمنان از حسادت فضایل ایشان را کتمان کردند امّا باز هم همه‌جا پر است از فضایل و آثار این امام بزرگوار.

* علامه مجلسی در ج۴۱ بحارالانوار، معجزات ائمه را بیان کرده است.

* کتاب‌های ارزنده‌ای در شناخت امامت شیعه نوشته شده است که مطالعه آن برای آشنایی با جایگاه اهل بیت علیهم السّلام لازم است مانند کتاب عبقات الانوار، کتاب الغدیر، بسیاری از مجلدّات کتاب بحارالانوار، المراجعات و ..... .

* در ذیل آیة ۵۹ سورة نساء در رابطه با اولی‌الامر آمده است که جابربن عبدالله انصاری از رسول خدا صلی الله و علیه و آله سؤال کرد و حضرت در جواب به معرّفی امامان دوازده‌گانه: پرداختند.

* در سورة رعد آمده است که «خدا شاهد است و کسی که علم‌الکتاب دارد» و در ذیل این آیه آمده است که آنکه علم‌الکتاب نزد اوست علی علیه السلام است.

*در برخی تعابیر آمده است: اسماء الحسنی که خدا فرموده است مرا به آنان قسم دهید همان امامان: هستند.

*در آیه ۲۴ سورة صافّات آمده است: «وقفوهم انهم مسؤولون» در توضیح این آیه آمده است که قیامت از ولایت سؤال می‌شود.

*داشتن علم کافی نیست بلکه باید تهذیب داشت تا باور قلبی ایجاد شود وگرنه این علم حجاب اکبر می‌شود.

* کسی که می‌خواهد با امام علیه السلام باشد نباید حبّ الدنیا داشته باشد. با گناه نمی‌شود همراه امام بود.

* بدون امام، انسان مانند یک موجود نابیناست. قرآن در این باره می‌گوید: «وَ مَنْ كانَ في‏ هذِهِ أَعْمى‏ فَهُوَ فِي الْآخِرَةِ أَعْمى‏»(اسراء:۷۲) یعنی کسی که در این دنیا کور باشد و حقّانیت امام را نشناسد، در آن دنیا نیز کور محشور می‌شود.

* در آیة ۷۱ سوره‌ی اسراء خدا می‌فرماید: «يَوْمَ نَدْعُوا كُلَّ أُناسٍ بِإِمامِهِم» این آیه نشان می‌دهد که اگر کسی دراین دنیا به دنبال شیطان باشد در قیامت نیز با شیطان محشور می‌شود.

* امامی که از جانب خدا منصوب شده است، گمراهی ندارد.

* اهمیت امامت این است که اصل دین است و نه فرع آن.

* در کتب روایی ما از جمله کافی بابی است در رابطه با اینکه «زمین خالی از حجت نمی‌ماند.» که حاوی روایات متعدّدی است به عنوان مثال امام باقر علیه السلام فرمودند: زمین هیچگاه خالی از حجت خدا نمی‌ماند.

* از صفات امام «عین الله» است به این معنی که امام ناظر بر همة امّت است.

* امام وجه‌الله است لذا در دعای توسّل می‌گوییم: یا وجیهاً عندالله....

* امام در روز قیامت شهادت بر امّت می‌دهد.

* امام است که عالم به عام و خاص و محکم و متشابه و ناسخ و منسوخ قرآن است.

 

 


[۱] ـ در آیات قرآنی مسئلة‌ امامت با عنوان جعل و قرارداد الهی نام برده می‌شود. مثلاً انبیاء ۷۳، سجده ۲۴. درتمامی آیات می‌فرماید: جعلنا یعنی: ما فردی را به عنوان امام قرار می‌دهیم. پس تنها و تنها معین کردن امام برعهدة خداوند متعال است.

[۲] ـ اصول کافي، ج۱، کتاب الحجه.

[۳] ـ اصول کافي، ج۱، کتاب الحجه.

۱۳۹۸/۰۲/۲۰
۰
۲۳۵

نظرات بینندگان

ارسال نظر

۵ + ۱ =
Solve this simple math problem and enter the result.‎ E.g.‎ for 1+3, enter 4.‎

کانال های ما در فضای مجازی را دنبال کنید

آخرین مطالب